ابن الكلبي
111
كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )
انى حلفت يمين صدق برة * بمناة عند محل آل الخزرج [ 13 ] و تازيان همگى در زمان جاهلى همهء « أوس » و « خزرج » را خزرج مىناميدند ، به اين دليل است كه شاعر گفت : « عند محل آل الخزرج » . و همين « منات » است كه خداى ( - عز و جل - ) از او ياد كرده و فرموده است : « وَ مَناةَ الثّالِثَةَ الْأُخْرى » 53 : 20 [ 14 ] ، و « منات » از آن « هذيل » و « خزاعة » بود . و « قريش » و عرب همگى او را بزرگ مىشمردند ، و اين بزرگداشت همچنان ببود تا پيامبر ( - صلى الله عليه و سلم - ) در سال هشتم هجرت ، همان سالى كه خداى تعالى « مكة » را برايش گشود ، از « مدينه » بيرون رفت و چون چهار يا پنج شب راه پيمود « على » را به سوى او ( - منات ) گسيل داشت تا نگونسارش ساخت و آنچه به « منات » تعلق داشت ، برگرفت و نزد پيامبر ( - صلى الله عليه و سلم - ) آورد . از جمله آنچه « على » به دست آورده بود ، دو شمشير بود كه « حارث » پسر « ابى شمر غسانى » پادشاه « غسان » آن دو را به « منات » پيشكش كرده بود يكى از آن دو « مخذّم » و ديگر « رسوب » ناميده مىشد . و همين دو شمشير « حارث » است كه « علقمه » در شعرش ياد كرده و گفته است : مظاهر سربالى حديد عليهما * عقيلا سيوف مخذم و رسوب [ 15 ]
--> [ 13 ] ترجمهء اين بيت ، بر اين تقريب است : « من به منات سوگند ياد كردم ، سوگندى راست و استوار در مسكن و مأوى خاندان خزرج . » [ 14 ] قرآن كريم ، 53 / 20 . [ 15 ] ترجمهء بيت بالا چنين است :