السيد محمد صادق الروحاني
390
توضيح المسائل ( فارسي )
مسأله 2253 - در وكالت لازم نيست صيغه بخواند ، واگر انسان به ديگرى بفهماند كه أو را وكيل كرده وأو هم بفهماند قبول نموده ، مثلا مال خود را به كسى بدهد كه براي أو بفروشد وأو مال را بگيرد وكالت صحيح است . مسأله 2254 - مولك يعنى كسى كه ديگرى را وكيل مى كند ، ونيز كسى كه وكيل مى شود ، بايد بالغ وعاقل باشند واز روى قصد واختيار اقدام كنند ، بلى وكالت صبي در خصوص اجراء صيغه اشكال ندارد . مسأله 2255 - كارى را كه انسان نمى تواند انجام دهد ، يا شرعا نبايد انجام دهد نمى تواند بارى انجام آن از طرف ديگرى وكيل شود ، كسى كه در احرام حج است چون نبايد صيغه زناشويى را بخواند ، نمى تواند بارى خواندن صيغه از طرف ديگرى وكيل شود . مسأله 2256 - اگر انسان كسى را براي انجام تمام كارهاى خودش وكيل كند صحيح است ، ولى اگر براي يكى از كارهاى خود وكيل نمايد وآن كار را معين نكند وكالت صحيح نيست . مسأله 2257 - اگر وكيل را عزل كند يعنى از كار بر كنار نمايد ، بعد از آنكه خبر أو رسيد نمى تواند آن كار را انجام دهد ، ولى اگر پيش از رسيدن خبر ، آن كار را انجام داده باشد صحيح است . مسأله 2258 - وكيل نمى تواند از وكالت كناره كند بنا بر احتياط . مسأله 2259 - وكيل نمى تواند براي انجام كارى كه به أو واگذار شده ديگرى را وكيل نمايد . ولى اگر موكل به أو اجازه داده باشد كه وكيل بگيرد ، به هر طورى كه به أو دستور داده ، مى تواند رفتار نمايد ، پس اگر گفته باشد براي من وكيل بگير بايد از طرف أو وكيل بگيرد ونمى تواند كسى را از طرف خودش وكيل كند . مسأله 2260 - اگر انسان با اجازه موكل خودش كسى را از طرف أو وكيل كند ، نمى تواند آن وكيل را عزل نمايد . واگر وكيل أول بميرد ، يا موكل ، أو را عزل كند وكالت دومى باطل نمى شود .