ملا أحمد النراقي

55

رسائل ومسائل ( فارسي )

و قسم چهارم آن است كه در خواب مىبيند و صدا مىشنود ، وملك را معاينةً در بيدارى مىبيند ، و از براى او پيشوايى نيست ، واطاعت پيغمبرى ديگر بر او واجب نيست ، مثل اولو العزم . ( 1 ) و از اين حديث مستفاد مىشود كه هر پيغمبرى لا اقلّ در خواب به واسطه ء ملك عالم به بعض امور مىشود ، ودانستى كه اين قسم نيز از اقسام علم لدنّى است ، پس هر پيغمبرى في الجمله علم لدنّى از براى او حاصل خواهد بود . وامّا پيغمبر آخر الزمان ( صلَّى الله عليه وآله ) پس احاديث بسيار در اين كه او به تعليم الهى كامل شده وارد است ، هم چنان كه در احاديث تفويض تصريح به آن شده ، وحديث مشهور : « كنت نبياً وآدم بين الماء والطين » ( 2 ) نيز به آن ناطق است . وامّا ائمّه ء طاهرين ( عليهم السّلام ) پس آن چه از اخبار مستفاد مىشود اين است كه علوم ايشان از جهات متعدّده است ، يكى از جهت تعليم والهام الهى است كه علم لدنّى بوده باشد ، و يكى از شنيدن از ملك ، و آن نيز علم لدنّى است . از آن جمله در كافى به سند متّصل از على سائى ( 3 ) از حضرت امام موسى كاظم ( عليه السّلام ) مروى است كه فرموده : مبلغ علمنا على ثلاثة وجوه : ماض وغابر وحادث ، فأمّا الماضي فمفسّر ، وامّا الغابر فمزبور ، وأمّا الحادث فقذف في القلوب ونقر في الاسماع ، وهو أفضل علمنا ، ولا نبىّ بعد نبيّنا . ( 4 ) وسبب فرمودن اين كه « لا نبىّ بعد نبيّنا » اين است كه چون از وجه ثالث مستفاد شد كه يكى از جهت علوم ايشان الهام وإخبار ملك است ، و اين قول موهم ادّعاى نبوّت بود ، اين توهّم را [ رفع ] فرمود .

--> ( 1 ) كافى 1 / 174 . ( 2 ) عوالى اللئالى 4 / 121 . ( 3 ) در پاورقى كافى چنين آمده است : السائى منسوب إلى قرية من المدينة يقال لها : ساية . ( 4 ) كافى 1 / 264 .