ملا أحمد النراقي
72
رسائل ومسائل ( فارسي )
و آن چه گفته اند كه : حمل نصيب ندارد . مردود است به اين كه مراد آن چيزى است كه به جهت او عزل مىشود ، بلى اگر پيش از تولَّد سقط شود اشكال مىشود كه چه بايد كرد ، آيا از مال خود زوجه استرداد مىشود يا ضرر به ورثه مىرسد ، ظاهر هم چنان كه فاضل هندى گفته اوّل است ، به جهت اخبارى كه دلالت بر عدم نفقه در مال زوج مىكند . ( 556 ) س 47 : زيد وفات يافت و بعد از دو يوم زوجه وضع حملش شد ، چون مىبايد طفل را متوجّه بشود و شير بدهد آيا مىتواند از مال آن صغير گذران خود را بكند در مدّتى كه طفل را شير مىدهد يا نه ؟ ج : مشهور ميان اصحاب هم چنان كه بعضى گفته اند ، بلكه معروف از مذهب اصحاب هم چنان كه بعضى ديگر ذكر كرده اند ، بلكه گويا اجماعى باشد آن است كه والده ء حرّه را نمىتوان اجبار بر شير دادن طفل نمود ، مگر اين كه به غير از او ممكن نشود ، پس اگر طفل را پدر باشد وموسر باشد بايد اجرت بدهد اگر طفل مال نداشته باشد و اگر طفل مالى داشته باشد از مال طفل به قدرى كه اهل عرف گويند اجرت شير دادن مىگيرد ، نه جميع گذران خود را ، بلكه در صورت موت پدر نفى خلاف در مسأله شده ، و اخبار و آيات بر آن دلالت مىكند ، وبخصوص موت پدر مرسله ء ابن أبي عمير صريح است « عن ابي عبد الله عليه السلام : قضى عليّ عليه السلام في مولود مات أبوه أنّ رضاعه من حظَّه ممّا ورث من أبيه » ( 1 ) وهم صحيحه ء ديگر . والله العالم . ( 557 ) س 48 : هر گاه در قريه اى تزويجى خواهند واقع سازند وملَّا به هم نرسد و راه ها مسدود باشد از جهت سارقين ، يا از جهت سرما ونحو آن ، و كسى باشد كه صيغه ء فارسى را به طريق شرع تواند جارى سازد ، آيا جايز است يا نه ؟
--> ( 1 ) وسائل الشيعه ، 21 / 475 .