ملا أحمد النراقي

53

رسائل ومسائل ( فارسي )

مزبور عنّين بوده ، صبيّه ء مزبوره گفته باشد كه : من زوج عنّين نمىخواهم ، زيد مزبور دفعه ء ديگر رود كه مقاربت نمايد ، از غيظ با انگشت ازاله ء بكارت معقوده ء خود را بنمايد ، آيا شرعاً در اين صورت صبيّه ء مزبوره را مىرسد كه صداق خود را از زوج خود مطالبه نمايد و بگويد كه : طلاق مرا بده يا نه ؟ استدعا اين كه حكم آن را بيان فرماييد كه واضح گردد . ج : در صورت مسطوره زوج بايد به جهت آن كه به انگشت ازاله ء بكارت زوجه ء خود را نموده مهر المثل به او بدهد ، يعنى از قرار مهر اقربا واقران او بدهد ، وامّا در خصوص عنّين بودن نمىتواند زوجه بگويد : من طلاق مىخواهم ، بلكه اختيار فسخ نكاح با زوجه است به شرطى كه به حاكم شرع عرض كند ، و حاكم شرع تا يك سال زوج را مهلت بدهد ، هر گاه در اين عرض رفع ناخوشى بشود ديگر اختيار فسخ نيست ، و هر گاه رفع نشد آن وقت فسخ كند ، و بدون عرض به حاكم شرع زوجه نمىتواند فسخ نمايد اگر چه يك سال هم بگذرد ، و بعد از فسخ كردن بايد زوج نصف مهرى كه در صيغه ء نكاح قرار شده به زوجه بدهد . ( 538 ) س 29 : زنى طفلى را شير داده به حدّى كه رضاع شرعى به عمل آمده ، آيا پدر مىتواند آن زن را بگيرد . ج : نه بنا بر أقوى . ( 539 ) س 30 : زنى طفلى را شير داده و آن طفل را برادرى است ، و از آن برادر دخترى هم رسيده ، و آن زن را نيز پسرى است غير از آن طفلى كه همشيره ء آن طفل بوده ، آيا پسر مىتواند آن دختر را بگيرد يا نه ؟ ج : بلى . ( 540 ) س 31 : هر گاه ميان زوج وزوجه در تعجيل مهر وتأجيل آن خلاف شود قول كدام يك مقدم است ؟