الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
74
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )
گفت آنچه خدا مرا در آن متمكن كرده است بهتر است با من از توانائى كمك كنيد تا من ميان شما و آنها ديوارى بسازم برويد تيكههاى آهن بياوريد . گفتند ما از كجا اين قدر آهن و مس بياوريم كه كفايت اين كارى كه تو ميخواهى بكند . گفت من شما را بمعدن آهن و مس راهنمائى ميكنم - براى آنها به آن دو كوه نقب زد تا آنها را شكافت و دو معدن آهن و مس از آنها برايشان بيرون آورد . گفتند ما با چه توانى آهن و مس را ببريم ؟ معدنى ديگر از زير زمين براى آنها استخراج كرد كه آن را سامور ميناميدند و از برف سفيدتر بود بر هر چه مىگذاشتند آن را آب ميكرد و از آن ابزارى براى آنها ساخت همان بود كه سليمان بن داود با آن ستونها و سنگهاى بيت المقدس را بريده بود ، شياطين آن را از اين معادن براى او آورده بودند از اينها به اندازه كفايت جمع كردند و آهن را گداختند تا مانند تيكههاى سنگ شد و خشتهاى آن را از آهن بر زبر يك ديگر چيد و مس را آب كرد و ملاط آن نمود بجاى گل سپس ساختمان آغاز كرد ميان دو كوه را اندازه گرفت سه ميل بود پى آن را تا نزديك آب كند و پهناى آن را يك ميل گرفت و در ميان آن پارههاى آهن ريخت و مس را آب كرد در خلال آنها بريخت ، يك طبقه از مس ساخت و يك طبقه از آهن تا سد به اندازه دو كوه شد و چون پارچه برد موج مىداد بر اثر سرخى و زردى مس و سياهى آهن و يأجوج و مأجوج سالى يك بار با آن مصادف شوند زيرا در بلاد خود بگردند تا به اين سد رسند و جلو آنها را بگيرد باز برگردند در بلاد خود گردش كنند و هميشه چنين باشند تا نزديك ساعت و ظهور علامات آن و چون نشانههاى ساعت كه قيام قائم است بيايد خداى عز و جل سد را براى