الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
25
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )
داد و سيصد تن از آنان از دين برگشتند و گفتند اگر آنچه نوح ادعا ميكرد درست بود در وعده پروردگارش تخلف راه نداشت سپس خداى تبارك و تعالى هر بار دستور ميداد كه هستهها را بار ديگر بكارد تا هفت بار هستهها را كشت و پيروان او جمعى از طوائف مؤمنين هم در هر بار از دين برگشتند تا آنكه براى او هفتاد و چند نفر باقيماند پس از آن خداى تبارك و تعالى به او وحى كرد و فرمود اينوح اكنون بامداد روشن از شب تار پرده گرفت و حق محض عيان شد و پاكى از تيرگى جدا گرديد و بدطينتان از دين بيرون رفتند ، اگر من همان كفار را هلاك ميكردم و كسانى كه از پيروان تو را كه بتدريج از دين برگشتند زنده ميگذاشتم وعده خود را در باره مؤمنان مخلص در يگانه پرستى كه برشته نبوت تو متمسكند وفا نكرده بودم من براستى آنان را جانشين زمين ميكنم و در ديندارى قدرت مىدهم و ترس آنان را بدل با من ميسازم براى آنكه بواسطه زوال شرك عبادت من باخلاص انجام شود و با آنكه من ميدانستم جمعى از پيروان تو ضعف در يقين دارند و در امتحان مرتد ميشوند و خبث طينت آنان و بدى سرائرشان ظاهر مىشود چگونه ممكن بود مؤمنين جانشينان زمين شويد و تمكن يابند امنيت جانشين خوف آنان گردد و آن مرتدان ضعيف الايمان كه نتائج نفاق و سران گمراهى بودند و اگر بوى سلطنتى كه هنگام استخلاف و هلاكت دشمنان بمؤمنان دادم بدماغ آنها ميرسيد بمغز آنها سرايت ميكرد و در دنبال نفاقى كه داشتند بفكر آن مىافتادند و رشتههاى ملالت در دلشان سخت ميشد و با برادران خود دشمنى ميكردند و براى طلب رياست با آنها نبرد مينمودند و در مقام برميآمدند كه خود زمام امر و نهى را در دست گيرند و چگونه ممكن ميشد اقتدار در دين و انتشار فرماندهى در مؤمنين در صورتى كه فتنهها بر ميخواست و جنك برپا ميشد نه هرگز اكنون بدستور و نظارت ما كشتى را بساز ، امام صادق فرمود وضع قائم ( ع ) چنين است كه ايام غيبتش طولانى شود تا حق محض عيان شود و ايمان از كدورت نفاق