الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
19
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )
42 - مفضل بن عمر گويد امام ششم را از تفسير جابر « 1 » پرسيدم فرمود آن را براى سفلگان باز نگوئيد تا شهرت بدهند آيا در كتاب خداى عز و جل ( سوره مدثر آيه 8 ) نخواندى ؟ چون در ناقور نقر شود « 2 » بدرستى كه از ما امامى است پنهان و چون خدا خواست عيانش كند در دلش انگشتى زند و ظهور كند و بدستور خدا فرمان دهد . 43 - عيسى بن عبد الله گويد به امام صادق جعفر بن محمد ( ع ) خال خود عرضكرد اگر اتفاقى شد و من ديگر شما را نديدم از كه پيروى كنم ؟ بموسى اشاره كرد ، گفتم اگر او را ندانم و جايش را نشناسم ؟ فرمود بگو بار خدايا من بولايت آنان كه از حجتهاى تو باقى هستند از فرزندان امام گذشته معتقدم بدرستى كه همين براى تو كافى است . 44 - زراره گويد امام ششم فرمود روزگارى براى مردم آيد كه امام از آنها نهان گردد ، عرضكردم مردم در اين روزگار چه ميكنند ؟ فرمود به همان دستور نخست مىچسبند كه داشتند تا براى آنها روشن گردد .
--> « 1 » ظاهرا مقصود جابر جعفى است كه از خواص حضرت بوده و اسرارى ميدانسته و منظور از تفسير شايد تفسير همه آيات بوده كه راجع بامامت تاويل شده و از آن حضرت نقل ميكرده يا تفسير آيات خاصه اى بوده است كه در اينجا بيكى از آنها اشاره كرده است . « 2 » 2 - ناقور چوبى است كه در آن حفرهها بكنند و يا سوراخى بكنند كه در ان بدمند و با آن اعلام كنند مانند بوق .