الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

12

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )

او است كه مردم در باره ولادتش شك كنند برخى گويند در شكم است ، برخى گويند غائب است ، جمعى گويند متولد نشده ، بعضى گويند دو سال پيش از وفات پدرش متولد شده جز آن نيست كه خدا دوست دارد شيعه را امتحان كند در اين وقت باطلجويان در شك افتند ، زراره عرضكرد قربانت اگر آن روزگار را دريافتم چه كنم ؟ فرمود اى زراره اگر آن روزگار را دريافتى به اين دعا مداومت كن اللهم عرفنى نفسك فانك ان لم تعرفنى نفسك لم اعرف نبيك اللهم عرفنى رسولك فإنك ان لم تعرفنى رسولك لم اعرف حجتك اللهم عرفنى حجتك فانك ان لم تعرفنى حجتك ضللت عن دينى « 1 » سپس فرمود اى زراره بناچار پسر بچه اى در مدينه كشته شود ، گفتم قربانت آنست كه لشكر سفيانى او را بكشند ؟ فرمود نه لشكر بنى فلان او را بكشند بيرون آيد تا در مدينه در آيد مردم ندانند براى چه وارد شده است آن پسر بچه را ميگيرد و ميكشد و چون بستم و عدوان او را كشت خداوند عز و جل به آنها مهلت ندهد در اين وقت متوقع فرج باشيد - همين حديث را محمد بن حسن بسند خود از زراره روايت كرده است و محمد بن ابراهيم بن اسحق هم بسند خود روايت كرده است .

--> « 1 » بار الها خود را به من بشناسان زيرا اگر تو خود را نشناسانى رسولت را نشناسم بار الها رسولت را به من بشناسان زيرا اگر رسولت را به من نشناسانى حجت تو را نشناسم بار خدايا حجت خود را به من بشناسان زيرا اگر خود را نشناسانى من از دينم گمراه ميشوم