الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
10
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )
روايت كرده است كه فرمود كسى كه ايمان بقيام قائم دارد و او را حق ميداند . 19 - يحيى بن ابى القاسم گويد از امام ششم از تفسير قول خداى عز و جل * ( الم ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيه هُدىً لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ ) * پرسيدم فرمود متقين شيعيان على عليه السلام هستند و غيب هم امام غائب است و دليل آن گفتار خداى عز و جل است ( در سوره يونس آيه 20 ) ميگويند آيا آيه اى از طرف پروردگارش نر او نازل نشود ؟ بگو همانا غيب از آن خدا است شما منتظر باشيد براستى منهم با شما از منتظرانم . 20 - سدير گويد از امام ششم شنيدم مىفرمود براستى در قائم شباهتى است از يوسف گفتم گويا حيرت او با غيبت او را ياد ميفرمائيد ؟ فرمود اين امت همانند خنازير منكر نباشند كه برادران يوسف پيغمبرزاده و اسباط بودند با آنكه برادر يوسف بودند با او تجارت كردند و خريد و فروش كرديد و او را نشناختند تا خودش گفت كه من يوسفم اين امت چرا انكار كنند كه خداى عز و جل در يك وقتى از اوقات اراده كند كه حجت خود را پنهان نگهدارد ، يوسف پادشاه مصر بود و فاصله او با پدرش هيجده روز راه بود اگر خدا ميخواست جاى او را بوى نشان ميداد به خدا وقتى مژده وى به يعقوب رسيد نه روزه اين راه را درنورديد و از بيابان خود بمصر آمد ، اين امت چرا منكرند كه خداى عز و جل با حجت خود آن كند كه با يوسف كرد امام در بازارهاى آنان بگردد و بر فرش آنها گام نهد و او را نشناسند