الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

134

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )

آزاد و رها شدند چرا براى آنها روا نبود كه شوهر كنند ؟ گفتم چون خداى تبارك و تعالى شوهر را بر آنها حرام كرده بود ، فرمود چگونه با آنكه مرگ راه را براى آنها باز كرده بود ؛ عرضكردم پس به من خبرده اى مولاى من از آن طلاقى كه رسول خدا حكمش را بامير المؤمنين واگذار كرد فرمود خداى تقدس اسمه شأن زنان پيغمبر را بزرك كرد و آنها را بشرافت مادرى امت مخصوص كرد رسول خدا فرمود يا ابا الحسن اين شرافت تا وقتى براى آنها باقيست كه بطاعت خدا باشند ، هر كدام خدا را نافرمانى كردند بعد از من و بر تو خروج كردند از ميان زنهاى من او را جدا كن و از رتبه شرافت مادرى امت ساقط كن 2 - به من خبرده از معنى فاحشه مبينه كه چون زن در زمان عده مرتكب شود براى شوهرش رواست كه او را از خانه اش بيرون كند فرمود مقصود از فاحشه مبينه در اينجا سحق است « 1 » نه زنا زيرا چون زنى زنا كند و حد بر او اقامه شود كسى كه ميخواهد او را تزويج كند براى اقامه حد بر او نبايد از او صرف نظر كند ولى اگر مساحقه كرد لازمست سنگسار شود و سنگسارى رسوائيست و هر كه را خدا دستور رجم او را داده او را رسوا كرده و هر كرا رسوا كرد از خود دور كرده و هر كرا خدا از خود دور كرد نبايد كسى به او نزديك شود 3 - عرضكردم يا ابن رسول الله به من خبر ده از دستورى كه خدا بپيغمبرش موسى داد كه « نعلين خود را بكن زيرا در وادى مقدسى هستى چون فقهاى فريقين گمان كردند كه از پوست مردار بوده ؟ فرمود هر كس چنين گفته افتراء بموسى بسته و او را در مقام نبوت خود نادان شمرده زيرا از دو حال بيرون نيست يا نماز موسى در آن روا بوده يا نبوده اگر نمازش در آنها درست بوده كه جايز بوده است با آنها در آن بقعه برود زيرا اگر آن بقعه مقدس نبود كه واضحست و اگر هم مقدس بود و پاك ديگر از نماز مقدستر و پاكتر نبود و اگر نمازش در آن درست نبوده لازم آيد كه حضرت موسى حلال و

--> « 1 » سحق عمل هرزگيست ميان دو زن كه آلت خود را بر يك ديگر بگذارند و بهم بمالند و از آن لذت برند و حد آن رجم است و زشتتر از زنا مىباشد