الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

124

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )

روى شانه هايت ميان حطيم و زمزم در جنبش است و گويا توئى كه در اطراف حجر الاسود دستجات بيعتكنندگان و قطارهاى دوستان چون رشته مرواريد در دو سوى گردبندها بر گردت منظم شده است و آواز دستها كه با تو بيعت ميكنند بلند است ، بزرگانى را كه خدا حلالزادگى و پاك تربتى آنها را ميداند و دلشان از چرك نفاق پاك است و از پليدى دوئيت و اختلاف بر كنار است بآستان تو پناهنده باشند براى دين خاضعند و از عدوان بركنارند و براى پذيرش حق خوشرويند و اهل فضل و دانشند بدين حق و براى اهل حق متدين باشند ، چون پايه آنها استوار شد و ستونهاى آنان برقرار گرديد بواسطه اجتماع آنها همه طبقات ملل به امام نزديك شوند ، زيرا خداوند تو را در سايه درختى مبعوث كند كه شاخ و برك آن به اطراف درياچه طبريه سايه گسترده باشد در اينجا است كه بامداد حق بدرخشد و تاريكى باطل بر طرف شود ، خدا بوسيله تو سركشى را در هم شكند و معالم ايمان را برگرداند به تو استقامت همه آفاق عيان شود و صلح و آشتى رفقا آشكار گردد ، كودك گهواره آرزو كند كه بسوى تو برخيزد وحشىهاى بيابان دوست دارند كه بآستان تو راه عبورى داشته باشند ، اطراف جهان بوجود تو خرم گردد و اغصان عزت بظهور تو جنبش گيرد و مبانى حق در قرارگاه خود پا برجا گردد و گريخته‌هاى دين به آشيانه‌هاى خود برگردند ، ابرهاى پيروزى سيل آسا بر تو ببارند و هر دشمنى گلوگير شود و هر دوستى نصرت يابد و در روى زمين زورگوى متعمدى نماند و منكر ناسپاس و بدخواه كينه توز و معاند سرسختى نباشد هر كس بر خدا توكل كند او را بس است ؛ براستى خدا امر خود را رساننده باشد بتحقيق خدا براى هر چيزى اندازه اى قرار داده است سپس فرمود اى ابو اسحق بايد اين جلسه اى كه با تو دارم نزد تو پنهان بماند مگر از اهل تصديق