الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
99
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )
ائمه طاهرين فرستاد تا بر پدرش توقف كرد و سپس اين آيه را خواند « سوره قصص آيه 5 - 6 » ميخواهيم منت نهيم بر كسانى كه در زمين ناتوان شمرده شدند و آنها را وارث نمائيم و به آنها در زمين اقتدار بدهيم و بفرعون و هامان و لشكرشان از دست آنها بنمائيم آنچه را از آن در حذرند راوى گويد از عقبه خادم راجع به اين موضوع پرسيدم گفت حكيمه راست گفته است 2 - محمد بن عبد الله مطهرى گويد رفتم خدمت حكيمه دختر محمد ( امام نهم ) بعد از وفات امام امام حسن عسكرى تا از او راجع به امام و اختلاف و سرگردانى كه مردم را در باره آن فرا گرفته بپرسم مرا اذن جلوس داد و فرمود اى محمد بدرستى خداى تبارك و تعالى خالى نگذارد زمين را از حجتى گويا يا خاموش و امامت را بعد از حسن و حسين ( ع ) در دو برادر ننهاده و اين شرافت را مخصوص حسن و حسين ساخته و آنها را از عديل و نظيرى در روى زمين به اين فضيلت بر كنار داشته و بدرستى كه خداوند تبارك و تعالى فضل امامت را خاص فرزندان حسين نموده نه حسن چنانچه فرزندان هرون را بفضل نبوت بر فرزندان موسى ترجيح داده و اگر چه خود موسى حجت بر هرون بوده ولى فضل نبوت تا روز قيامت در اولاد هرون است و بناچار بايد امت يك سرگردانى و امتحانى بكشند تا مبطلان از مخلصان جدا گردند و از براى مردم بر خدا حجتى نباشد و اكنون بعد از وفات حسن عسكرى عليه السلام دوره حيرت رسيده است عرض كردم اى سيده من از براى امام حسن پسرى بود ؟ تبسمى كرد و فرمود اگر امام حسن پسر نداشت امام بعد از او چه كسى بود با آن كه من به تو خبر دادم كه بعد از حسن و حسين امامت در دو برادر نيست . عرضكردم اى سيده من براى من ولادت مولايم و غيبت او را بازگو فرمود آرى من كنيزى داشتم