الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

116

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )

است كه در حال بيماريش ويرا عيادت كرده و در حال احتضارش چشمهاى او را بسته و در حال دفنش او را به خاك سپرده و زنانش را پس از او به شوهر داده و تركه اش را قسمت كرده ، عرض كرد اى ابى عبد الله مثل محمد بن حنيفه در ميان امت اسلامى چون عيسى بن مريم است كه وضعيت او بر مردم مشتبه شد ، حضرت صادق فرمود وضع او بر دوستانش مشتبه شد يا بر دشمنانش ؟ عرضكرد بر دشمنانش ، حضرت فرمود بگمانت ابو جعفر محمد بن على ( ع ) دشمن عمش محمد بن حنفيه بود ؟ عرضكرد خير ، سپس امام صادق فرمود اى حيان شما از آيات خدا رو گردان هستيد و خداى تبارك و تعالى ( در سوره انعام آيه 157 ) فرموده به زودى كيفر دهيم كسانى كه از آيات ما روگردانند به عذاب بدى براى آنكه رو گردان بودند امام صادق فرمود محمد بن حنفيه نمرد تا اعتراف بامامت على بن الحسين امام چهارم نمود وفاتش در سال هشتاد و چهار از هجرت واقع شد . . حنان بن سدير از پدرش نقل كرده كه من بمحمد بن حنفيه وارد شدم در آنگاه كه زبانش بند آمده بود به او دستور دادم وصيت كند نتوانست جواب گويد گفتم طشت آوردند و ماسه نرم در آن ريختند و نزد او گذاشتند و گفتم روى آن با انگشت خود بنويسيد ، او با انگشتش روى آن رمل نوشت و من روى كاغذ نسخه برداشتم ، رد عقيده ناووسيه در باره غيبت ( 1 ) پس از آن طائفه ناووسيه در امر غيبت باشتباه رفتند و چون امر غيبت را راجع بحجت خدا درست ميدانستند از روى نفهميدن شخص غائب آن را به امام ششم جعفر بن محمد عليه السلام منطبق ساختند تا آنكه خداوند گفته آنها را با مرگ وى بيهوده ساخت ، پس از وى