الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
112
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )
3 - بگذر بگروهى كه دوستدارت هستند و تو را خليفه و امام ميدانند 4 - فرزند خولة ( مادرش ) مرگ را نچشيده و زمين استخوان او را زير خود نگرفته هميشه سيد حميرى در امر غيبت گمراه بود و موعود غائب را محمد بن حنفيه مىدانست تا شرفياب حضور امام صادق عليه السلام گرديد و علامات امامت را در او ديد و نشانههاى وصايت در او فهميد و از امام غائب از آن حضرت پرسش كرد و فرمود غيبت درست است ولى در امام دوازدهم است و به او خبر داد كه محمد بن حنفيه مرده است و پدرش شاهد خاك سپردن او بوده ، سيد از اين عقيده برگشت و به حق گرائيد و بمذهب اماميه درآمد - حيان سراج گويد از خود سيد محمد حميرى شنيدم كه ميگفت من معتقد بغلو بودم و محمد بن حنيفه را امام غائب مىدانستم مدتى در اين گمراهى بسر بردم تا آنكه خدا بوسيله امام صادق جعفر بن محمد به من منت نهاد و از آتشم برگرفت و به راه راستم رهبرى كرد و چون دلائل امامت آن حضرت بر من آشكار شد و دانستم او بر من و همه خلق حجت است و او است امامى كه خدا طاعت او را واجب كرده و پيروى او را لازم شمرده به او عرض كردم يا ابن رسول الله براى ما اخبارى از پدرانت عليهم السلام در باب غيبت رسيده و به صحت پيوسته بفرمائيد اين غيبت در باره كدام امام است ، فرمود غيبت در ششمين فرزند من است كه امام دوازدهم است پس رسول خدا ( ص ) كه اول آنها امير المؤمنين على بن ابى طالب است و آخر آنها قائم بالحق است ، بقيه * ( الله فِي الأَرْضِ ) * و صاحب الزمان است : به خدا