الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
103
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )
به حق خودتان . و گفته خداى تعالى ( در سوره نساء آيه 83 ) و اگر مراجعه ميدادند آن را برسول خدا و بفرماندهان به حق خودشان آنان كه در ميان آنها كنجكاو بودند حقيقت آن را ميدانستند . فرماندهان به حق ( اولى الامر ) همان اوصياء و ائمه بعد از پيغمبرند و خدا اطاعت آنها را قرين طاعت رسول ساخته و بر بندگان لازم كرده است پيروى آنان را چنانچه لازم كرده است بر بندگان خود طاعت رسول را در شمار وجوب طاعت خود در گفته خويش * ( أَطِيعُوا الله وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ ) * و سپس فرموده در همان سوره نساء هر كس اطاعت رسول كند محققا اطاعت خدا را كرده است و چون كه ائمه عليهم السلام حجتهاى خدايند نسبت به كسانى كه شرف حضور او را درك نكردند و او را نديدند و بر كسانى كه بعد از او آمدند و چنانچه پيغمبر حجت است بر كسى كه او را هم نديده در عصر خودش لازم آيد از اطاعت امام همان كه لازم آيد از اطاعت شخص پيغمبر محمد ( ع ) بنا بر اين انبياء و ائمه يك حكم دارند و قياس هر يك به ديگرى درست است و اگر چه رسول افضل از امامست ولى در حجت بودن و وصف خلافت و عمل رهبرى و فرض طاعت يكى هستند و خداى جل ثنائه در كلام خود رسولان را ائمه ناميده و بابراهيم گفته است ( در سوره بقره آيه 124 ) براستى من ترا امام مردم ساختم و خداى تبارك و تعالى بما خبر داده كه انبياء و رسولان هم بر يك ديگر برترى دارند در سوره بقره تبارك و تعالى بما خبر داده كه انبياء و رسولان هم بر يك ديگر برترى دارند ( در سوره بقره ساختم و خداى آيه 253 ) فرموده آنانند رسولان كه برترى داديم بعضى را بر بعضى با كسانى از آنها خدا سخن گفت الآية و فرمود ( در سوره اسراء 55 ) ما بعضى از پيغمبران را بر بعضى برترى داديم و انبياء در نبوت همانند و شريكند و اگر چه بعضى افضل از بعضى ديگرند و همچنين باشند انبياء و اوصياء و هر كس حال ائمه را به حال انبياء بسنجد و باعمال انبياء نسبت باعمال اوصياء استشهاد كند درست سنجيده و استدلالش استوار است و در باره آنچه ما گفتيم از مشاكلت انبياء و اوصياء درست است