الشيخ الصدوق ( مترجم : پهلوان )

68

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )

داند كه تويى امين ايزد از وى نه ثواب آنچه سر زد ابن الحنفيّه‌اى كه گفتم من خشم شما بدان نجستم ليكن به روايت از علىّ بود صدق سخنش در او جلى بود گفتا كه ولىّ رود به غيبت يك چند نهان شود ز رؤيت ميراث امامتش شود بخش گويا كه به خاك رفته در نقش ليكن پى غيبتش اميد است پايان شب سيه سپيد است با نصرت حقّ ز كعبه آيد با عدّه و عدّهء سر آمد بر جانب دشمنان بتازد كار همه ناكسان بسازد