الشيخ الصدوق ( مترجم : پهلوان )

341

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )

كس را بر او امين نمىدانست . 2 - عبّاس بن عبد الله بن سعيد از بعضى از خاندانش نقل كرده است كه براى عبد المطَّلب ( جدّ رسول خدا ) در سايهء كعبه مسندى مىانداختند و به واسطهء حرمت او هيچ يك از فرزندانش بر آن مسند نمىنشست ، امّا رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم مىآمد و بر روى آن مىنشست ، عموهايش مىآمدند تا او را واپس برند جدّش عبد المطَّلب مىگفت : فرزندم را واگذاريد و بر پشتش دست محبّت مىكشيد و مىگفت : براى اين فرزندم شأن و منزلتى بزرگ است . عبد المطَّلب در سال هشتم عام الفيل درگذشت و پيامبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم پسر بچه‌اى هشت ساله بود . 3 - فرزند عبد الله بن أبى جهم گويد پدرم از جدّم روايت كرد : شنيدم ابو طالب از عبد المطَّلب چنين نقل مىكرد : وقتى در حجر اسماعيل خوابيده بودم و خوابى ديدم كه مرا به هراس انداخت و در حالى كه رداى خزى بر دوش داشتم و گيسوانم بر شانه‌هايم بود نزد كاهنهء قريش رفتم ، چون مرا ديد در چهره‌ام دگرگونى مشاهده