الشيخ الصدوق ( مترجم : پهلوان )
328
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )
تو در نزد من محبوبتر است و من نيز به دو گفتم : به خدا يك روز با محمّد بودن نزد من محبوبتر است از تو و آنچه تو دارى . رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم مرا آزاد ساخت و نام مرا سلمان ناميد ( 2 ) . شيخ صدوق - رضى الله عنه - مىگويد : اسم سلمان روزبه فرزند خشبوذان بود و هرگز به مطلع آفتاب سجده نكرد بلكه سجدهء او براى خداى تعالى بود امّا قبلهاى كه بود بدان سو نماز گزارد شرقىّ بود و پدر و مادر او مىپنداشتند كه مانند آنها به مطلع آفتاب سجده مىكند و سلمان وصيّ وصيّ عيسى عليه السّلام بود كه آنچه به دو سپرده شده است به آخرين اوصياى معصوم برساند كه او « ابيّ » ( 1 ) عليه السّلام بود و بعضى گفتهاند : كه « ابيّ » ابو طالب است امّا امر بر آنها مشتبه شده است ، زيرا از امير المؤمنين عليه السّلام از آخرين وصيّ عيسى عليه السّلام پرسش شد فرمود : « ابيّ » و مردم
--> ( 2 ) توضيحا اشاره مىشود كه عقيل در جنگ بدر در سپاه مشركين بوده و اسير شده است و آزاد شدن او بواسطهء فديهاى بوده است كه عبّاس بن عبد المطَّلب پرداخته است . عقيل تا قبل از صلح حديبيه با مشركين بود ولى قبل از صلح ايمان آورد . و امّا حمزهء سيّد الشهداء در جنگ بدر شهيد شده و عقيل را در اين فاصلهء زمانى نديده بوده است . و امّا سلمان فارسى ( رضي اللَّه عنه ) را گفتهاند كه در بدر حاضر بوده و در غزوهء احزاب با مشورت او مسلمين به حفر خندق پرداختند . بنا بر اين ظواهر بايد اين قصّه ساختگى باشد كه علىّ بن مهزيار از پدرش كه از اهل كتاب بوده و نه راوى شيعه ، از قول فرد داستان پردازى قصّه را نقل مىكند و به امام موسى كاظم عليه السّلام نسبت مىدهد و قطعا حقيقت ندارد و ساختگى است و ساختگى بودن آن بر اهل خرد پوشيده نيست . شيخ صدوق رحمة اللَّه در اين كتاب خود قصّهها و داستانهائى را نقل مىكند كه رغبتى در خواننده ايجاد كرده باشد براى آگاهى از اخبار صحيحه و همان گونه كه اشاره مىكند به هيچ كدام از اين داستانها استناد نمىكند چون خود آن را داستان مىداند . ( 1 ) كذا في البحار . و في بعض النّسخ « آبي » .