الشيخ الصدوق ( مترجم : پهلوان )

157

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )

است ، نه نفىكنندگان ، گرچه تعداد نفىكنندگان بيشتر از اثباتكنندگان باشد و در اين باب مثالى از گذشتگان وجود دارد و آن داستان موسى عليه السّلام است ، زيرا خداى سبحان وقتى اراده فرموده كه بنى اسرائيل را از بردگى نجات دهد و دينش را به دست او تازه و شاداب گرداند ، به مادر موسى چنين وحى كرد : هر گاه بر او ترسيدى ، او را به دريا بيفكن و بيم و اندوهى نداشته باش كه ما او را به سوى تو باز مىگردانيم و او را از پيامبران قرار خواهيم داد . ( 1 ) و اگر در همان حال پدرش عمران مرده بود ، حكم ميراثش مانند حكم ميراث امام حسن عليه السّلام بود ، و در آن كار دلالتى بر نفى فرزند نبود . و نكته‌اى بر مخالفين ما پوشيده مانده و گفته‌اند : موسى در آن هنگام حجّت خدا نبوده است ، امّا شما امام را حجّت مىدانيد . در حالى كه ما ولادت و غيبت امام را به ولادت و غيبت موسى تشبيه كرديم و نظرى به مقام حجّت بودن ايشان نداشتيم . و غيبت يوسف عليه السّلام از هر امر شگفتى شگفتانگيزتر است ، زيرا پدرش يعقوب هم از او خبرى نداشت ، با آنكه مسافت بين آن دو به اندازه‌اى نبود كه از او بىخبر بماند و تدبير خداى تعالى نسبت به خلقش چنين اقتضا مىكرد كه او

--> ( 1 ) القصص : 7 .