الشيخ الصدوق ( مترجم : پهلوان )

153

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )

بر امّت نبوده است ، و نمىتواند خليفهء خدا در بلاد و نگهبان او در ميان بندگانش و جمعيّت مسلمين باشد ، خصوصا اگر جنگى بر آنها رخ دهد نمىتواند فرماندهء لشكريان باشد و به نفع ايشان بجنگد و از وطن آنها حراست و از حريم ايشان دفاع نمايد ، زيرا كودك شيرخواره و طفل شايستهء اين امور نيست و در گذشته‌هاى دور و نزديك ، عادت بر اين جارى نبوده است كه طرف ملاقات دشمنان كودكان باشند و كسانى كه سوارى ندانند و جلوس بر زين نتوانند و ندانند كه چگونه عنان را بايد كشيد و حمايل را انداخت و نيزه را به حركت آورد ، زيرا آنها توان يورش بر دشمن را در ميدان نبرد ندارند و يكى از اوصاف امام اين است كه شجاعترين مردم باشد . پاسخ به كسى كه اين سخنرانى را كرده ، بايد گفت : شما كتاب خداى تعالى را فراموش كرده‌ايد و اگر چنين نبود اماميّه را متّهم نمىكرديد كه ايشان حافظ كتاب خدا نيستند و شما داستان عيسى عليه السّلام را فراموش كرده‌ايد آنگاه كه در گهواره بود و مىگفت : من بندهء خدا هستم و مرا كتاب داده است و مرا پيامبر