الشيخ الصدوق ( مترجم : پهلوان )

125

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )

ايشان اقامه فرمود . حكم پرسش معتزله نيز همين است و به ايشان همان گفته مىشود كه به ما گفتند ، چرا واضحترين حجّتها و روشنترين دلائل در اظهار - معجزه‌هاى متعدّد و استظهار به كثرت ادلَّه ترك شده است ؟ امّا قول معتزله كه مىگويند : علىّ عليه السّلام در امر خلافت به احاديثى استدلال كرده كه قابل تأويل است ، در جواب مىگوئيم : به عقيدهء ما او در برابر اهل شورى به نصوصى از پيامبر اكرم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم استدلال كرده است كه ايشان آن نصوص را مىشناختند ، زيرا آن بزرگان جاهل به امر نبودند و حكمشان مانند حكم ساير پيروان نبوده است ، و اين كلام را به خود معتزله بر مىگردانيم و مىگوئيم : چرا خداوند انبياء بيشترى را مبعوث نكرد و در هر شهر و روستا و هر عصر و زمانى تا روز قيامت يك يا چند پيامبر نفرستاد ؟ و چرا معانى قرآن كريم را چندان تبيين نفرمود كه هيچ كس در آن ترديد نكند و چرا قرآن را محتمل تأويل قرار داد ؟ اين مسائل آنها را به جواب ما وادار مىكند . تا اينجا كلام ابو جعفر بن قبه بود . كلام يكى از بزرگان در ردّ بر زيديّه يكى ديگر از مشايخ متكلَّمين اماميّه در باب غيبت امام زمان عليه السّلام مىگويد :