الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )

57

الخصال ( فارسي )

ترجمهء ( 871 ) بدترين خلق اولين و آخرين دوازده تناند - يحيى پور حسن و عباد پور يعقوب و محمد بن جنيد گفته‌اند : براى ما نقل كرد ابو عبد الرحمن مسعود گفت : براى من نقل كرد حارث پور يعقوب و محمد بن جنيد گفته‌اند : براى ما نقل كرد ابو عبد الرحمن مسعود گفت : براى من نقل كرد حارث پور حصيره از صخر بن حكم فزارى از حيان بن حارث از ربيع بن جميل حبشى از مالك ضمرهء رواسى كه گفت : چون ابو ذر ( ره ) را از مدينه نفى كردند با على و مقداد و عمار و حذيفه و عبد الله بن مسعود فراهم شدند ، ابو ذر گفت : به ياد پيامبر سخن بگوييد تا بر آن گواه باشيم و دعا كنيم و به يگانگى خدا او را باور داريم . على گفت : من اكنون دلى مشغول دارم مرا سخن گفتنى مناسب نيست ، همه تصديق كردند ، به حذيفه گفتند كه حديثى براى ما نقل كن ، گفت : شما مىدانيد كه من هميشه از بسته‌هاى كارها پرسش مىكردم و آنها را مىآموختم و از غير آنها چيزى نمىپرسيدم ، همه گفتند راست گفتى . آنگاه به ابن مسعود گفتند : براى ما حديثى نقل كن ، گفت : شما مىدانيد كه اختصاص من در قرآن است و از غير آن آگاهى ندارم . همه گفتند : راست گفتى ، به مقداد گفتند : او نيز گفت : من مرد نبرد بودم و از راويان نيستم ، همه تصديق كردند ، به عمار گفتند : تو چيزى براى ما نقل كن . گفت : من انسانى فراموش كار هستم ، ابو ذر گفت : من براى شما حديثى نقل مىكنم كه شما آن را از پيامبر شنيديد . پيامبر گفت : شما نيستيد كه گواهى مىدهيد به يگانگى خدا و پيامبرى من و به قيامت و زنده -