الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )

288

الخصال ( فارسي )

خبر غير متواتر اعم از آحاد و مستفيض مقرون به قرائن صدق باشد ، گفته‌اند مفيد قطع است . و اگر چنين نباشد مختلف فيه است عمل به خبر واحد از زمان پيامبر معمول بوده . او كسانى را به نمايندگى به اطراف مىفرستاد ، طوائف اخبار آن نماينده را كه از پيامبر نقل مىكرد مىپذيرفتند و غالبا اشكال نمىكردند . خبر واحد هنگامى پذيرفته مىشود كه راوى آن داراى شروطى باشد : تكليف ، اسلام ، ايمان ، عدالت ، ضبط . يعنى حافظه‌اش به اندازه‌يى باشد كه مطلب را فراموش نكند . هر گاه راوى مشتهر به تقوى يا متهم به فساد اخلاق باشد همين اشتهار براى قبول يا رد روايت وى كافىست . راوى هر گاه دانا به مواقع الفاظ باشد بسنده است مضمون خبر را نقل كند نه عين الفاظ را . هر گاه راوى هنگام نقل حديث نام يكايك روات را كه واسطه ميان او و پيامبر يا امامان است ياد كند و آن را به ايشان برساند اين خبر را خبر مسند نامند و اگر تمام يا برخى را حذف كند آن را خبر مرسل خوانند . مانند : روى عن رسول الله . . . خبر واحد به اعتبار اختلاف جهات اخلاقى رواتش به چهار گونه بخش شده : صحيح - حسن - موثق - ضعيف . 1 - خبر صحيح در مذهب شيعه آنست كه همهء روات آن امامى مذهب و مسلم العدله و جامع الشرائط باشند . 2 - خبر حسن آنست كه سند آن به واسطهء غير امامى مذهب به معصوم متصل شود ليك عدالت و عدم عدالت همهء ايشان يا برخى از آنان به ثبوت پيوسته باشد 3 - خبر موثق يا اقوى آنست كه در سلسلهء سند آن كه به معصوم متصل شده است يك يا چند راوى غير امامى مذهب كه در نزد اهل خبر توثيق شده‌اند داخل شده باشند . مشروط بر آنكه باقى روات آن عارى از ضعف باشند . 4 - خبر ضعيف آن است كه سلسلهء سند آن شامل كسانى مجهول يا مطعون باشند روى اين مبنى اعلام را در اينجا تعريف كردم . هر چند همهء روات كتاب خصال نيست اما بيشتر ايشان را عنوان كردم براى نمونه همين اندازه كافىست تا خواننده بداند كه آنچه در متن كتاب آمده همه صحيح نيست بلكه غير صحيح و غير واقع نيز دارد كه معرفت آنها باز بسته به اصطلاح دانى خواننده است .