الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )

249

الخصال ( فارسي )

ترجمهء ( 1048 ) آنكه از حال ديگرى پند گيرد نيك بخت است . خود را به خوى نيك پرورش دهيد مسلمان به خوش خويى و به شب زنده دارى و روزه زندگى را مىگذارند . باده‌گسار هر گاه بداند حرام است و بنوشد ، خدا به دو از گل خبال كه نوعى چرك و خون دوزخيان است بنوشاند اگر چه آمرزيده گردد . هيچ گاه نذر در كار به دو سوگند در بريدن رحم درست نيست . آنكه مردم را به نيكى بخواند و خود نكند مانند كسىست كه بىزه كمان خواهد تير افكند . زن مسلمان براى شوى خود خويشتن را خوشبوى سازد . آنكه در راه حفظ خواستهء خود كشته گردد در حكم شهيد است . انسان مغبون نه ستوده است و نه پاداشى دارد . سوگند فرزند بىدستور پدر و سوگند زن بىفرمان شوى درست نيست . روزى تا شباهنگام نشايد ترك گفتگو كرد مگر به ياد خدا مشغول بودن . پس از هجرت نبايد بيابان گرد شد و پس از گشايش مكه وجوب هجرت بيفتاد . سوداگرى كنيد تا نيازمند مگرديد چون خدا سوداگر درستكار را دوست مىدارد . هيچ كارى نزد خدا از نمازگزارى دوست داشته‌تر نيست . كار جهان شما را از نمازگزارى در هنگام آن باز ندارد ، چون خدا گروه‌هايى را نكوهش كرده و گفته آنان كه از نماز خود سهوكنندگانند و اوقات آن را سبك مىدارند . دشمنان شما در كارهاى نيك براى يك ديگر ريا كارى مىكنند و خدا به ايشان كاميابى كردار