الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )
224
الخصال ( فارسي )
ترجمهء ( 1030 ) از يكى از پيروان خاندان پيامبر ( ص ) روايت شده كه گفت : دو تن از جهودان خيبر با تورات گشاده به مدينه آمدند كه نزد پيامبر روند به ايشان گفتند : او از جهان برفته . نزد ابى بكر آمدند و گفتند : آمده بوديم از پيامبر شما مسائلى بپرسيم گفتند در گذشته ، پرسيد آنها چيست ؟ . گفتند : به ما بگوى . يكى ، دو تا : سه تا ، چهار تا ، پنج تا ، شش تا ، هفت تا : هشت تا ، نه تا ، ده تا ، بيست تا ، سى تا ، چهل تا ، پنجاه تا ، شصت تا ، هفتاد تا ، هشتاد تا ، نود تا ، صد تا كدام است ؟ . ابو بكر گفت : نزد على رويد و از وى جوياى جواب آنها شويد : جهودان نزد وى رفتند با تورات گشاده ، على گفت : هر گاه جواب دهم مسلمان مىشويد ؟ . گفتند آرى . گفت : يكى همان خداى يگانه است ، دو تا : آن ست كه خدا در قرآن گفته : دو خدا براى خود مگيريد ، خدا يكىست . سه و چهار و پنج و شش ، هفت ، هشت : گفتار خداست كه در قرآن گفته : گويند ايشان سه باشند ، سگ ايشان چهارمىست ، و گويند : پنجاند و ششمى سگ ايشان است . از روى پيشگويى ، گويند : هفتاند و سگ ايشان هشتمىست ، و اما نه تا : گفته خدا در قرآن است : نه طايفه بودند كه در زمين تباهى مىكردند و سازش نمىكردند ، و اما ده تا : همان است كه خدا در قرآن گفته است : اين ده شمار كامل است . و اما بيست تا : همان است كه در قرآن گفته ! هر گاه از شما بيست تن شكيبا باشند بر دويست تن چيره گرديد . و اما سى و چهل : همان است كه در قرآن گفته : با موسى سى شب وعده كرديم و به ده شب ديگر آن را كامل ساختيم تا وعدهء خدا چهل شب كامل گرديد . و اما پنجاه همان گفته قرآن است كه مىگويد : در روزى كه اندازهء آن