الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )

207

الخصال ( فارسي )

ترجمهء ( 1015 ) گفتار بنده‌يى كه هفتاد سال در دوزخ بود - امام محمد باقر ( ع ) گفته : بنده‌يى هفتاد خريف كه ( هر خريفى هفتاد سال است ) در دوزخ بماند آنگاه خداى را به محمد و دودمان وى بخواند كه وى را بيامرزاد . خدا به فرخ سروش گفت : نزد بندهء من شو و او را برآور گفت : خدايا چگونه در دوزخ شوم . خدا گفت : من فرمان دادم كه بر تو سرد و سلامت گردد ، پرسيد او در كجاى دوزخ است ؟ . گفت : در چاهى از سجين است ، فرخ سروش روى خود را بسته و در دوزخ شد و او را برآورد . خدا به آن بنده گفت : چه مدت در آتش بودى و مرا خواندى ؟ . گفت خدايا شمارهء آن را تو دانى . خدا در جواب گويد : به ارجمندى خود سوگند . كسى مرا به محمد و دودمان وى نخواند جز آنكه گناههايى كه من و او داند بيامرزم ليك امروز گناه‌هاى ترا آمرزيدم . ترجمهء ( 1016 ) پيروان اسلام هفتاد و دو گروه گردند - انس بن مالك گفته : پيامبر ( ص ) گفت : بنى اسرائيل پس از عيسى بن مريم ( ع ) هفتاد و يك گروه شدند هفتاد از ايشان نابود شوند و دسته‌يى رهايى يابند . پيروان من هفتاد و دو گروه شوند . هفتاد و يك گروه ايشان نابود شود و گروهى رهايى يابد . پرسيدند آن گروه رهايى يابنده كدام است ؟ گفت : جماعت ، اين لفظ را سه بار تكرار كرد . صدوق گفته : مقصد از جماعت اهل حقاند و اگر چه اندك باشند چنان كه از پيامبر روايت شده كه گفته : مؤمن به تنهايى حجت است و مؤمن به تنهايى جماعت است .