الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )

181

الخصال ( فارسي )

ترجمهء ( 999 ) حق نمازگزارى ، آنست كه بدانى روى به درگاه خدا آورده‌يى ، هر گاه اين را نيكو دريافتى بايد با خلوص و اعتقاد و اميدوار در عين حال با وقار و حضور قلب در برابر وى ايستاده باشى و احكام آن را كاملا دريافته باشى . و حق حجگزارى آنست كه ، بدانى در آن مهمان خداى خويش هستى و از گناه‌هاى خود بگريختى و به او پرداختى و آنچه خداى بر تو واجب گردانيده انجام مىدهى . و حق روزه داشتن ، آنست كه بدانى بنديست كه خدا بر زبان و گوش و ديدگان و اشكم و فرج تو نهاده تا بدين جهت ترا از دوزخ برهاند ، هر گاه روزه داشتن را كنار گذارى پرده‌يى كه خداى بر تو كشيده دريده باشى . و حق زكات آنست كه بدانى زكات و صدقهء تو نزد خدا امانتىست كه نيازمند به گواه خواستن ندارى . هر گاه چنين دانى هر چه نهانىتر باشد بيشتر محل اعتماد توست ، از آنچه آشكارا به امانت سپارى و بدانى كه صدقه در جهان هر گزندى را دور مىكند و در جاويدان آتش دوزخ را كنار مىنهد . و حق قربانى آنست كه بدان خشنودى خداى را خواسته باشى و مردمان را منظور ندارى و اين عمل را