الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )

100

الخصال ( فارسي )

ناهيد يا زهره ، كارتن يا عنكبوت . ميمون گروهى از بنى اسرائيل بودند كه در كنار دريا جاى داشتند و در شنبه دست اندازى مىكردند و ماهىها را شكار مىكردند ، خدا ايشان را به ريخت ميمون گردانيد . خوك گروهى از بنى اسرائيل بودند كه عيسى بن مريم ( ع ) ايشان را نفرين كرد خدا ايشان را به ريخت خوك درآورد . شب پره زنى بود كه دايهء خويش را جادو كرد ، خدا وى را شب پره گردانيد . سوسمار عربى بيابان گردى بود كه هر كه را مىديد مىكشت . خدا وى را سوسمار ساخت . خرس مردى مأبون بود و مردمان را به خود مىخواند ، خدا وى را خرس گردانيد . فيل مردى بود كه چهارپايان را مىسپوخت خدا وى را فيل گردانيد . كرم سياه يا زالو ، مردى زناكار بود كه از چيزى نمىگذشت . خدا وى را به ريخت زالو درآورد . مار ماهى مردى سخن چين بود ، خدا وى را به ريخت مار ماهى درآورد . گژدم مردى بد گو و بد زبان بود خدا وى را به ريخت گژدم درآورد . تشتر يا ستارهء سهيل مردى باج گير بود خدا وى را مسخ كرد . ناهيد يا زهره زنى بود كه هاروت و ماروت را فريب داد ، خدا وى را مسخ كرد . كارتن يا عنكبوت زن تند خويى بود كه از فرمان شوى سرپيچى كردى ، خدا وى را به ريخت عنكبوت درآورد . خارپشت مردى تند خوى بود خدا وى را خارپشت گردانيد . على بن ابى طالب ( ع ) گفته : از پيامبر راجع به مسوخ پرسيدم . گفت : سيزده گونه‌اند : فيل ، خرس ، خوك ، ميمون ، مارماهى ، سوسمار ، شب پره ، زالو ، گژدم ، كارتن ، خرگوش ، تشتر ، ناهيد پرسيدند انگيزهء مسخ آنان چه بود ؟ . گفت : فيل مرد لوطى بود كه تر و خشكى نمىنهاد يعنى هر چه مىيافت به كار مىگرفت . خرس مرد ابنه‌يى بود كه مردمان را به خود مىخواند . خوكها گروهى ترسا بودند كه از پروردگار خويش درخواست كردند براى ايشان خوان آسمانى بفرستد چون خوردند بر كفر و ضلالت سختتر شدند . ميمون گروهى از جهودان بودند كه در شنبه ماهى شكار مىكردند . مارماهى مرد قلتبانى بود كه مردم را به زن خود خواندى . سوسمار تازى بيابان گردى بود كه از حجگزاران دزديدى . شب پره مردى بود كه از سر خرمابنها خرما ربودى . زالو مرد سخن چينى بود كه ميان مردمان جدايى افكندى ، كژدم مرد بد زبانى بود كه با زبان خويش همه را مىرنجانيد . كارتن يا عنكبوت زنى بود كه به شوى خويشتن خيانت كردى . خرگوش زنى بود كه از دشتان يعنى حيض و جز آن غسل نكردى . تشتر يا سهيل باجگيرى بودى در يمن . ناهيد يا زهره زنى بود ترسا همسر يكى از فرمانروايان بنى اسرائيل كه هاروت و ماروت را فريب داد . نامش ناهيل است ليك مردم آن را ناهيد گويند . صدوق گفته : مردمان در حقيقت ناهيد و تشتر از مسخشدگان به غلط هستند و مىگويند اينها دو اختراند . ايشان در اشتباه‌اند بلكه آنها دو جانور دريايىاند كه بنام دو ستارهء آسمان ناميده شده‌اند چنان كه بروج آسمان بنام جانوران زمين ناميده شده مانند : حمل ، ثور ، جوزا ، سرطان ، اسد ، سنبله ، ميزان ، عقرب ، قوس ، جدى ، دلوت حوت . زهره و سهيل نيز از اين جهت است كه نام دو جانور دريايى بوده‌اند و سبب اشتباه مردم در اين دو آنست كه اين دو جانور را نمىتوان ديد . زيرا اينها در اقيانوس زندگى مىكنند . و نمىتوان گفت : خدا