الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )
213
الخصال ( فارسي )
به وى دستور داد به ابراهيم كه چهار پرنده را سر ببرد . از طاوس آرايش جهان را خواسته و از كركس آرزوى دراز و از اردك آزمندى و از خروس شهوت را . خدا به دو گفت : اى ابراهيم هر گاه خواسته باشى دل تو زنده گردد به من آرامش حاصل كن و از اين چهار منش كنارهگير ، تا اين چهار در دل تو باشد با من يك دل نگردى . از امام پرسيدند . خدا چگونه از وى پرسيد ؟ ابراهيم گفت : خدايا به من بنما كه چگونه مرده را زنده سازى ؟ . خدا از وى پرسيد تا جواب دهد و تهمت از وى تبرئه گردد . ترجمهء ( 579 ) هر كه در او چهار منش باشد خدا وى را دشمن دارد - پيامبر گفته : « خداى هرزهء پر روى ، درويش سوگند ده را دشمن دارد » .