الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )

تعريف الكتاب 19

الخصال ( فارسي )

الى الوقت المعلوم 173 كتاب المختار بن أبى عبيدة 174 كتاب الناسخ والمنسوخ 175 كتاب جواب مسألة نيسابور 176 كتاب رسالته الى أبى محمد الفارسى في شهر رمضان 187 كتاب ثان الى أهل بغداد في معنى شهر رمضان 187 كتاب ابطال الاختيارات واثبات النص 179 كتاب المعرفة بالرجل البرقى 180 كتاب مولد على 181 كتاب مصباح المصلى 182 كتاب مولد فاطمة 183 كتاب الجمل 184 كتاب تفسير القرآن 185 كتاب جامع اخبار عبد العظيم بن الحسنى 186 كتاب تفسير قصيدة في اهل البيت . أراء صدوق از جمله اعتراضاتى كه بر صدوق كرده‌اند يكى مسألهء شفاعت است . چنان كه از مطاوى عبارت خصال استفاده مىشود . شفاعت يكى از مسائل دينى ست وشايد تا اندازه يى از مسلمات اسلام باشد . ليك سخن در چگونگى آن در ميان فرقه‌هاى اسلام گوناگون است ، أشاعره و جعفريه از براى پيامبر اكرم در اسقاط عقاب گناهكاران اثبات شفاعت كرده‌اند . ليك معتزله يا عدليه گويند : شفاعت پيامبر در اسقاط عقاب تأثيرى ندارد بلكه در رسانيدن پاداش به ثوابكاران مؤثر است . خلاصه با شفاعت پيامبر گناهكار عفو نمىشود اما ثوابكار به شفاعت او بر مرتبهء وى خواهد افزود . در قرآن كريم آياتى هست كه صريحا شفاعت را رد مىكند چنان كه گفته : " كافران منتظر عاقبت آيات خدا مىگردند تا بنگرند آنچه خدا در قرآن از پاداش وكيف اميدوارى داده واقع مىشود يا نه ؟ . سر انجام كار آشكار مىشود . يعنى روز قيامت . كسانى كه قبلا آن را فراموش كرده بودند مىگويند : پيامبران خداى ما بر حق بودند . آيا كسى هست كه براى ما شفاعت و ميانجى گرى كند ؟ يا دوباره به جهان بازگردانده شويم تا كارهايى غير از آنچه كرده بوديم به جاى آوريم ؟ . چنين كسان خود را دچار زيانكارى كرده‌اند . وبتهاى ايشان نيز كه شركت باخدارا به آنان افترا زده بودند ، از ايشان گم شده‌اند . ونيز در قرآن گفته : در دوزخ مشركان به بتهاى خود مىگويند : سوگند به خدا در مساوى گرفتن شما با پروردگار جهان جز در گمراهى آشكارى نبوديم ما را گناهكاران گمراه كردند . در حالى كه براى ما ميانجى گرى و دوست دلسوزى نيست . ما روز رستاخيز را باور نمىكرديم تا آنكه مرگ ما را فرو گرفت . هرگاه فرشتگان وپيامبران ونيكوان در قيامت براى ايشان ميانجى گرى