الشيخ الصدوق ( مترجم : فهري )
381
الخصال ( فارسي )
4 - امير المؤمنين عليه السّلام بقصابها گذر كرد و فروش هفت چيز از گوسفند را بر آنان غدقن فرمود غدقنشان فرمود كه خون و غدهها و گوشههاى دل و سپرز و مغز حرام و خايه و آلت تناسلى گوسفند را نفروشند . مردى از قصابها عرض كرد يا امير المؤمنين جگر سياه و سپرز كه فرقى با هم ندارند . فرمود : دروغ ميگوئى اى دروغگو دو كاسه آب بياور تا فرق اين دو را به تو بنمايانم . آن مرد يك جگر سياه و يك سپرز و دو جام از آب آورد حضرت فرمود هر يك از اينها را جداگانه در كاسهء آب بمال آن مرد جگر سياه و سپرز را طبق دستور آن حضرت مالش داد جگر در هم فشرده شد و چيزى از آن بيرون نيامد ولى سپرز در هم فشرده نشد و هر چه در آن بود بيرون آمد و همه خون بود و از سپرز فقط پوست و رگش بجا ماند حضرت فرمود تفاوت ميان اين دو همين است كه اين گوشت است و آن ديگرى خون . ( به پيغمبر در بارهء على هفت خصلت داده شد ) 5 - رسول خدا ( ص ) در ضمن وصيتش بعلى ( ع ) فرمود : اى على خداى تبارك و تعالى به من در بارهء تو هفت خصلت عطا فرموده است تو نخستين كسى هستى كه قبرش شكافته مىشود و همزمان با من سر از گور بر آورى و تو نخستين كسى هستى كه بهمراه من سر پل صراط بايستى و پس از آنكه من جامهء بهشتى بپوشم تو نخستين كس باشى كه جامه بر تن كنى و پس از زنده شدن من نخستين فردى باشى كه