الشيخ الصدوق ( مترجم : فهري )

مقدمه 23

الخصال ( فارسي )

پذيرفته نيست و كسى كه بدون اجازهء آقايان خود ولايت ديگرى را بپذيرد لعنت خدا و ملائكة و همهء مردم بر او باد . . . و بقيهء رواياتى كه از اين صحيفه در ابواب مختلف صحيح بخارى و مسلم نقل شده است مانند كتاب جزية و باب ( اثم من عاهد ثمّ غدر و باب اثم من تبرّأ من مواليه و باب كراهة التعمق و التنازع و الغلوّ في الدين و در روايات ما نيز ائمهء دين عليهم السّلام در موارد مختلف حكمى را از اين صحيفة و يا كتاب ديگرى از امير المؤمنين بلفظ ( في كتاب على عليه السّلام ) بيان فرموده‌اند . نجاشى در رجال خود ص 279 ط ايران از عذافر صيرفى نقل مىكند كه با حكم بن عيينة خدمت امام باقر بوديم و حكم سؤالاتى از حضرت ميكرد و امام باقر در پاسخ گوئى او بىميل بود تا آنكه در موردى اختلاف كردند امام باقر ( بفرزندش ) فرمود پسرم برخيز و كتاب على را بيرون بياور پس كتاب خطكشىشدهء بزرگى را بيرون آورد و باز كرده و مشغول مطالعه آن شد تا آنكه مسألهء مورد بحث را در آورد . پس امام باقر فرمود : اينك خطَّ على است و املاء رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلم و روى به حكم كرده و فرمود : يا ابا محمّد تو و سلمه و مقداد بهر سو كه ميخواهيد از راست و چپ برويد به خدا قسم دانش را نزد كسى اطمينان بخشتر از نزد آنانى كه جبرئيل به آنان فرود مىآمد نخواهيد يافت . كلينى در كتاب الحجة كافى از بكر بن كرب صيرفي روايت مىكند كه گفت شنيدم امام صادق عليه السّلام ميفرمود : در نزد ما چيزى هست كه با وجود آن نيازى بمردم نداريم و مردم بما بيازمنداند و همانا در نزد ما كتابى است كه املاء رسول خدا است و خطَّ على عليه السّلام صحيفه اى است كه هر حلال و حرام در آن ثبت است . و از بعضى روايات استفاده مىشود كه امير المؤمنين كتاب ديگرى نيز بنام كتاب الفرائض داشته است چنانچه على بن ابراهيم از پدرش و او از ابن فضّال و محمّد بن عيسى و يونس نقل مىكند كه گفته‌اند همگى ما كتاب ( الفرائض ) را كه از امير المؤمنين عليه السّلام بود به نظر مبارك ابى الحسن امام رضا رسانديم و فرمود : صحيح است . ( 1 ) و نيز در روايات متعددى است كه پس از وفات رسول خدا حزن و اندوه فراوانى بر دل فاطمهء

--> ( 1 ) وسائل الشيعة كتاب القضاء