الشيخ الصدوق ( مترجم : فهري )

101

الخصال ( فارسي )

فال بد زدن ، رشك بردن ، و وسوسه آسا در آفرينش انديشيدن . [ كلام مصنف ] مصنف اين كتاب ادام الله عزه گويد : معناى فال بد زدن در اين روايت اين است كه ديگران در بارهء آنان فال بد زنند و اما آنان عليهم السلام فال بد نزنند چنانچه خداى عز و جل از زبان قوم صالح ميفرمايد گفتند ، با تو و پيروانت فال بد مىزنيم . صالح گفت : فال بد شما نزد خدا است ( 1 ) و چنانچه ديگران به پيمبرانشان گفتند ، ما بشما فال بد مىزنيم اگر از كار دعوت خود دست باز نداريد ما سنگسارتان خواهيم نمود ( 2 ) و اما حسد . مقصود در اينجا آن است كه آنان در مورد رشك و حسد واقع ميشوند نه آنكه آنان به ديگران رشك مىبرند چنانچه خداى عز و جل ميفرمايد : مگر بمردم رشك مىبرند در آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است كه ما بخاندان ابراهيم كتاب و حكمت داديم و آنان را قدرت بزرگى عطا كرديم ( 3 ) و اما تفكر وسوسه آسا در خلق . مقصود اين است كه انبياء عليهم السلام گرفتار اهل وسوسه‌اند و جز اين مقصود نيست چنانچه خداوند از حال وليد بن مغيرهء مخزومى بيان مىكند كه او فكر كرد و در دل خود خيالاتش را آماده نمود مرده باد كه چگونه آماده نمود باز مرده باد كه چگونه آماده نمود يعنى در باره قرآن گفت : كه اين همان جادوى آموخته شده است و گفتار بشرى بيش نيست ( 4 ) .

--> ( 1 ) النمل : 27 ( 2 ) يسن : 18 ( 3 ) النساء : 54 ( 4 ) المدثر : 16 - 18 .