العلامة المجلسي

139

حدود وقصاص وديات ( فارسي )

و در روايتى « 1 » وارد شده است كه اگر پاها را شل كند تمام ديه مىدهد ، و حمل كرده‌اند بر آن كه مطلقا راه نتواند رفت . بيست و يكم : در روايتى « 2 » وارد شده است كه اگر كسى استخوان عقب دبر را كه « عصعص » مىگويند بكشند كه غائط را ضبط نتواند كرد تمام ديه مىدهد ، و در روايت ديگر وارد شده است كه اگر چيزى بر ما بين خصيتين و دبرش بزند كه بول و غائط را ضبط نتواند كرد بايد ديه تمام بدهد ، و بهر دو روايت جمعى از علماء عمل كرده‌اند . بيست و دوم : در روايتى « 3 » وارد شده است كه در زمان حضرت امير المؤمنين عليه السلام شخصى پا بر شكم شخصى آن قدر ماليد كه غائط از او آمد ، حضرت فرمود : كه او نيز چنين كند ، يا ثلث ديه به جريمهء اين عمل بدهد ، و جمعى از علماء عمل كرده‌اند ، و بعضى بارش قائل شده‌اند . بيست و سيّم : در كتاب ظريف « 4 » وارد شده است كه كسى كه دنده هاى كسى را بشكند اگر دندهايى است كه مخالط قلب است براى هر دنده‌اى بيست و پنج دينار است ، و اگر دندهايى است كه در جانب بازوها است براى هر دنده‌اى ده دينار است ، و اكثر علماء چنين فهميده‌اند كه براى سر دنده ها كه مقابل دل است ديه اول مىدهد ، و آن چه در پهلو است ديه دوّم ، و اين معنى بسيار بعيد است ، بلكه ظاهرش موافق فهم ناقص فقير آن است كه دنده هاى پائين كه محاذى دل واقع شده است ، خواه از پيش و پس ، و خواه از پهلو و خواه از جانب راست و خواه از جانب چپ بيست و پنج دينار است ، و آن چه بالاتر است به جانب بازوها ده دينار است . بيست و چهارم : اكثر فقهاء رضوان الله عليهم گفته‌اند : كه شكستن استخوان هر عضوى ديه اش خمس ديه آن عضو است ، يعنى پنج يك ، و اگر به اصلاح آيد بدون كجى و عيبى ديه اش چهار خمس ديه شكستن آن عضو است . و در موضّحه هر عضوى يعنى جراحتى كه استخوان نمايان شود ، چهار يك

--> « 1 » فروع كافى 7 : 311 ح 1 . « 2 » فروع كافى 7 : 313 ح 11 . « 3 » تهذيب الاحكام 10 : 251 ح 26 . « 4 » فروع كافى 7 : 338 ح 11 .