ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : دامغاني )

384

الأخبار الطوال ( فارسي )

لشكريان خراسان به خونخواهى پدرش انتقام بگيرد كه همه سپاهيان بر ضد پدرش شورش كرده بودند . گفت نيازى به او ندارم . گفتم چرا از مرد شجاع پاكدامن و آزموده و مدبر نصر بن سيار ليثى غافلى ؟ گويد هشام هم بنام و فال نيك زد و چون از مضرىها بود به او تمايل پيدا كرد ، گفتم به شرط آنكه يك چيز را ناديده بگيرى ، گفت چيست ؟ گفتم او در خراسان لشكريانى از عشيره و خويشاوندان خود ندارد و كسى در حكومت خراسان نيرومند خواهد بود كه برخى از سپاهيان از قبيله و خويشاوندانش باشند . گفت اى فرومايه كدام قبيله و عشيره بيشتر از خود من ارزش دارد ؟ هشام به يكى از غلامان گفت اى غلام پيش دبيران برو و بگو فرمان حكومت او را بنويسند و بياور ، هماندم فرمان نوشته شد و پيش هشام آوردند ، آن را به من داد و گفت بدون توقف حركت كن و اين فرمان را به نصر بن سيار برسان ، و دستور داد مرا با مركبهاى پيك و چاپار به خراسان برسانند . عبد الكريم مىگويد حركت كردم تا به خراسان رسيدم و در خانه نصر بن سيار حضور يافتم و فرمان را به او سپردم ، دستور داد ده هزار درهم پاداش به من بدهند . آنگاه فرمان را برداشت و پيش جعفر بن حنظله كه امير خراسان بود رفت و فرمان را به او كه بر تخت نشسته بود داد ، جعفر چون فرمان را خواند دست نصر بن سيار را گرفت و او را كنار خود روى تخت نشاند و گفت در برابر فرمان امير مؤمنان سراپا گوش و فرمانبردارم . نصر به او گفت اى ابو خلف بدان كه بهر حال حكومت از آن تو است و به هر چه مىخواهى فرمان بده . [ 428 ] جعفر براى او دعا كرد و حكومت را به او سپرد . در اين هنگام سليمان بن كثير ، لاهز بن قرط ، مالك بن هيثم و قحطبة بن شبيب آهنگ حج كردند و بطور ناشناس همراه حاجيان حركت كردند و به مكه رفتند ، در آن سال ابراهيم پسر امام محمد هم به مكه آمده بود و به او خبر دادند كه

--> 428 - خوانندگان ارجمند توجه دارند كه به كار بردن كنيه در خطاب دليل بر احترام است . ( م )