علي اكبر محمودي دشتي

18

ادلهء اثبات دعوى ( فارسي )

اعتبار نداشته باشد وأو را دليل نگوييم . پس اقراري كه در خارج از محكمه صورت گرفته باشد دليل وقابل بررسى است هر چند كه در محكمه مورد انكار قرار بگيرد . همچنين شهادتي كه در خارج از دادگاه بيان شده دليل وقابل بررسى در محكمه است هر چند كه در محكمه انكار شود . پس اين تعريف نيز به جهت اشكالات وارده قابل قبول نيست . تعريف سوم تعريفى است كه محقق لنگرودى بيان داشته است ، ايشان در تعريف دليل اثبات ، چنين گفته است : " در تعريف دليل اثبات دعوى . . . مىتوانيم بگوييم رهنماى انديشه به يك مجهول قضايى در مقام اثبات يا دفاع دليل اثبات دعوى است " ( 1 ) . نقد وبررسى : أولا - مطلق رهنماى انديشه ، دليل اثبات نيست . مثلا شهادت يك نفر ممكن است رهنماى انديشه به يك مجهول قضايى باشد وحال آن كه دليل اثبات قانوني بر آن صدق نمىكند ، زيرا دليل اثبات قانوني را " بينه " نيز مىگويند ولى شهادت يك نفر را بينه نمىگويند . ثانيا - در تعريف ، انديشه مطلق بيان شده است وحال آن كه دليل اثبات قانوني رهنماى انديشه ، خاص است وتنها انديشه قاضى ملاك مىباشد . اما به هر حال اين تعريف با اصلاحات وتغييرات لازم بهترين تعريف است وبايد آن را بدين گونه تعريف نماييم : دليل اثبات عبارت است از راهنماى انديشه دادرس براي كشف موضوع قضايى

--> ( 1 ) دائرة المعارف 1 : 39 .