علي اكبر محمودي دشتي
153
ادلهء اثبات دعوى ( فارسي )
وهمچنين صدق اقرار واخبار مقيد به لفظ نيست بلكه اخبار در ضمن كتابت هم در حكم اقرار محسوب مىشود . ومادة 1280 قانون مدنى نيز مىگويد : " اقرار كتبي در حكم اقرار شفاهى است " وصاحب جواهر مىگويد : ظاهر كلمات أصحاب در تعريف اقرار آن است كه اقرار از مقولة لفظ مىباشد وبا تأمل در كلمات فقها چنين ظاهر مىشود كه حتى اشاره عملي مثل سر تكان دادن اقرار تلقى نمىشود هر چند حكم اقرار را دارد ( 1 ) . اما حق را بعضي از حقوقدانان چنين تعريف كرده اند : حق عبارت از اختياري است كه قانون براي كسى شناخته تا بتواند امرى را انجام يا ترك نمايد ( 2 ) . لازم به توضيح است كه مقصود از " حق " در تعريف اقرار ، أعم از حق اصطلاحى است كه در مقابل ملك استعمال مىشود . چرا كه حق موجود در تعريف ، معناى عامي است كه شامل ملك ، حق ، حكم ، نسب وغيره مىشود . وبدين وسيله اقرار به ملك در أعيان اقرار به حق خيار ، اقرار به اسبقيت حق طرف در أوقاف عامه ومسجد واقرار به نسب ، كلا اقرار ناميده مىشود . به عبارت ديگر : " حق " در تعريف شامل حق عيني وشخصي هر دو مىشود چرا كه " مقر به " گاه مال است وگاه حق وگاه نسب وگاه مىشود كه عين شخصي خارجي است وگاه مىشود كه به نحو كلى في الذمة مىباشد . همچنين لازم نيست كه اقرار به خود حق تعلق بگيرد بلكه اگر به منشأ حق هم تعلق بگيرد اقرار بر أو صدق مىكند ، چون شخص مقر ، گاه مستقيما به خود حق ،
--> ( 1 ) جواهر الكلام 35 : 5 . ( 2 ) دكتر سيد حسن امامي ، حقوق مدنى 6 : 23 .