علي اكبر محمودي دشتي

147

ادلهء اثبات دعوى ( فارسي )

حكم مىكند پس همان صواب است . خلاصه آن كه در صورتي كه واقع معين در افراد مورد قرعه وجود داشته باشد قرعه كاشف از واقع است اما اگر واقع معين بين افراد مورد قرعه نباشد دليل قرعه ابتداءا جعل حكم مىكند ( 1 ) . اين مبنى غير صحيح به نظر مىرسد چرا كه با دقت در حقيقت قرعه وأدله آن چنين استنباط مىشود كه قرعه تنها براي فصل خصومت تشريع شده است وروايت محمد بن حكيم كه مىگويد : قرعه خطا نمىكند براي تأكيد بر حجيت قرعه مىباشد ، چون عمل به قرعه بر خلاف رويه معمول بين عقلا مىباشد ولذا سائل در مقام رد عمل به قرعه وحجيت آن مىگويد كه : چگونه مىتوان براي قرعه اعتباري قائل شد وحال آن كه گاه به خطا مىرود وگاه به صواب . امام ( عليه السلام ) در جواب اين طرز تفكر مىفرمايد : چيزى را كه خدا حجت دانسته به خطا نمىرود . واين همان تأكيد بر حجيت قرعه مىباشد والا پر واضح است كه قرعه چيزى نيست كه در آن خطا نباشد مگر آن را " وحى " بدانيم واين غير معقول به نظر مىرسد چرا كه لازمه اش آن است كه قرعه از امارات هم قويتر باشد ! . پس از ذكر اين مقدمات اكنون به بحث در أدله اثبات مىپردازيم .

--> ( 1 ) عناوين ( العنوان الحادي عشر ) : 116 .