مرتضى مطهري

93

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

ما تناهت عوالم العلم الَّا و الى كنه احمد منتهاها بشرت امة به الرسل طرّاً طرباً باسمه فيا بشراها فاض للخلق منه علم و حلم اخذت منهما العقول نهاها وسمت باسمه سفينة نوح فاستقرت به على مجريها و به نال خلَّة الله ابراهيم و باسمه النار قد اطفاها و بسرّ سرى له فى ابن عمران و اطاعت تلك اليمين عصاها و به سخر المقابر عيسى فاجابت نداءها موتاها و هو سرّ البحور فى الملأ الاعلى و لولاه لم تعفّر جباها لم تكن هذه العناصر الَّا من هيولاه حيث كان اباها ستاره اى بدرخشيد و ماه مجلس شد دل رميدهء ما را انيس و مونس شد نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد به بوى او دل بيمار عاشقان چو صبا فداى عارض نسرين و چشم نرگس شد به صدر مصطبه‌ام مىنشاند اكنون دوست گداى شهر نگه كن كه مير مجلس شد . . . طرب سراى محبت كنون شود معمور كه طاق ابروى يار منش مهندس شد لب از ترشح مىپاك كن براى خدا كه خاطرم به هزاران گنه موسوس شد كرشمهء تو شرابى به عاشقان پيمود كه علم بىخبر افتاد و عقل بىحس شد رجوع شود به ورقهء رسول اكرم - نفوذ معنوى و تسخير دلها ، اشعار بسيار عالى ميرفندرسكى نقل از ريحانة الادب .