مرتضى مطهري
58
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
حريف اقرار دارد كه مقصود نيست و اگر مقصود اين است كه منسوب به امت است به اعتبار اينكه امت كتابى قرائت نمىكردند همان طورى كه تصريح هم كرده ، پس آن نسبت در نسبت است ، يعنى امت اميون مىباشند و پيغمبر امى است يعنى جزء اميون است و اميون يعنى قومى كه لايكتبون و لايقرؤن كتاباً و اين اشبه اشياء است به اكل از قفا در تفسير اين كلمه . و اما اينكه گفته است ممكن است به معناى منسوب بهام القرى باشد ، در جوابش گفتهاند : اولًا نسبت بهام القرى « قروى » است نه « امى » و ثانياً در موارد ديگر قرآن كه اين كلمه استعمال شده ربطى بهام القرى ندارد ، زيرا دربارهء يهود گفته شده : * ( و منهم اميون لايعلمون الكتاب . ) * و آن جهت كه راغب گفت به مكهام القرى گفته شده به اعتبار اينكه دحو الارض از آنجا شده ، على الظاهر درست نيست بلكه صرفاً عنوان توصيفى دارد به اعتبار اينكه مركز عربستان بوده و اين تعبير در مورد هر مركزى صادق بوده و هست و لهذا در آيهء 59 از سورهء قصص مىفرمايد : * ( و ما كان ربك مهلك القرى حتى يبعث فى امها رسولًا . ) * 9 . علم غير از سواد است . سواد عبارت است از آشنا بودن به رموز و علاماتى كه افراد بشر براى تفهيم مقاصد خودشان به يكديگر از طريق بصرى استفاده مىكنند . سواد داشتن نظير زبان دانستن ، آشنا بودن با نوعى قرارداد است . يك نفر باغبان بىسواد در اثر سالها تجربه و ممارست ، با اصول و قوانينى دربارهء درختان و گياهان آشنا مىشود و همانها را به فرزند خود مىآموزد بدون آنكه از رموز و علامات كتبى استفاده كرده باشد . عليهذا نه فرا گرفتن و نه تعليم دادن اصول علمى متوقف بر آشنا بودن با رموز قراردادى نيست . آشنايى با اين علامات براى كسى كه مىخواهد از معلومات ديگران استفاده كند ضرورى است ، اما كسى كه معلومات خويش را مستقيماً از