مرتضى مطهري
406
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
انسان مضاف اليه است و در تعلق انسان به اشياء ، انسان مضاف است نه مضاف اليه ، و آنچه منشأ كثرت و جدايى مىشود مضاف اليه هاست نه مضافها . اضافهء انسان به مضاف اليه هاى خاص است كه انسان را قطعه قطعه و تكه تكه مىكند . اين نظريه به اصطلاح يك نظريهء ايده آليستى است ، زيرا مبتنى بر اصالت مطلق و انحصارى روح و نفى تأثير و اصالت ماديات در معنويات است . نظريهء سوم اين است كه [ اصلاح ] در هر دو ناحيه بايد صورت گيرد ، زيرا اگرچه واقعيت انسان به وابستگيهاى روانى انسان به اشياء بستگى دارد انسان به هر اندازه كه از وابستگيها آزاد باشد شخصيت انسانىاش محرزتر است ، همچنان كه وابستگيهايش به امور كلى كه به جامعه تعلق دارد نه به فرد موجب احياى شخصيت انسانى اوست ، ولى به تعلق اشياء به انسان نيز به عنوان امور اعتبارى نمىتوان به چشم حقارت نظر كرد ، زيرا اين اعتبارات براى ترتيب اثر دادنهاى عينى است و شرايط عينى در جدا كردن و يا متصل كردن منها به يكديگر فوق العاده مؤثر است . اين نظريه يك نظريهء رئاليستى است و اسلام اين نظريه را مىپذيرد . گروه اول گروه دوم را ايده آليست و ذهنيت گرا مىخواند و گروه دوم گروه اول را ضد انسانى و طبيعت گرا مىخواند . سوسياليسم و ماركسيسم متمايل به نظر گروه اولاند و اگزيستانسياليسم به گروه دوم . ولى مكتب اسلام جامع است هم عوامل سازندهء انسان در حدى كه حتى شرايط مختلف مادى نتواند « ما » ى او را تبديل به « من » كند ( 1 ) بايد تقويت شود و انسانِ روحاً مستقل از ماديات بايد ساخته شود ، و هم در ظرف اجتماع و خارج بايد موجبات تعلق روح انسان به امور فردساز اصلاح شود كه اين البته در حدود مبارزه با تبعيضها و
--> ( 1 ) آنچنان كه على عملًا اين امتحان را در شرايط مختلف داد و بايزيد بسطامى گفت : اگر همهء عالم را در قلب بايزيد بگذارند « ما احس قلبه »