مرتضى مطهري

403

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

جمع ( 1 ) [ مختلف كرده است ، ] اينها بايد ويران گردد . نظريهء سوسياليستى كه بر ضد اختصاص و مالكيت است همين است . راهى كه آنها براى تبديل « من » ها به « ما » [ پيشنهاد ] كرده‌اند ، خراب كردن كنگره هاى اختصاص است . البته آنها در ابتدا دربارهء اختصاص جنسى هم نظر خود را تعميم مىدادند ، ولى بعد به علت ضد فطرى بودن آن - و شايد خودشان مدعى هستند كه هنوز زمانش نرسيده است - از آن صرف نظر شد . ولى به نظر ما مطلب اساسى اين است كه آيا منشأ « من » ها وابستگى اختصاصى اشياء است به انسانها و به هر نسبت كه اشياء به فرد وابسته است ملاك و سبب جدايى فرد است و به هر نسبت كه به جمع تعلق دارد ملاك جمع بودن و ما بودن است و يا برعكس ، مربوط است به وابستگيهاى انسان به اشياء ؟ تا انسان به چه چيزى وابسته باشد ؟ به چيزى وابسته باشد كه آن چيز براى همه يكسان است : * ( تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم الَّا نعبد الَّا الله و لانشرك به شيئاً و لايتخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون الله ، و الَّف بين قلوبهم لو انفقت ما فى الارض جميعاً ما الَّفت بين قلوبهم ) * و يا به چيزى وابسته باشد كه نمىتواند براى همه يكسان باشد . مثلًا زن و فرزند چيزى است كه طبعاً علاقه و وابستگى به آنها انسان را جدا مىكند از غير ، ولى علاقه به زبان خاص ، به وطن خاص و مخصوصاً ايمان به يك مسلك خاص ، ايمان به يك چيزى است كه براى همه يكسان است و همهء روحها را در خود جمع مىكند . انسان با همزبان يا همعقيده كه مىنشيند چون عقيده و ايمان خود را در او مىبيند ، خودش را در او و او را در خودش احساس مىكند . به عبارت ديگر آيا مضافها مضاف اليه ها را كثير مىكنند يا مضاف اليه ها مضافها را ؟ اما اين تعبير درست نيست . اضافه موجب اختصاص است . مال من يعنى مال مختص من و نه مال تو ، يعنى اختصاص مضاف به

--> ( 1 ) مضاف اليه ياى متكلم وحده است نه ياى متكلم مع الغير