مرتضى مطهري
349
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
اجتماعى و پيچيدگيها و ابهامهاى فكرى و روحى پيدا شده بود و لازمتر اين بود كه امام صادق جهاد خود را در اين جبهه آغاز كند . در حقيقت امام صادق دو جبهه را اداره مىكرد : جبههء سرّى سياسى و جبههء علنى فكرى را . در زمان امام حسين براى مجاهدين و خدمتگزاران يك جبهه بيشتر وجود نداشت و آن جبههء مبارزه با دستگاه فاسد خلافت بود ، ساير جبهه ها هنوز به وجود نيامده بود . 14 . اگر امروز مىبينيم مذهب شيعه را يك مذهب رسمى مىشناسند ، مولود نهضت آن روز امام صادق و ادامهء اين نهضت به وسيلهء پيروان آن حضرت بود . اين همه آثار در هر رشته نشان مىدهد كه جز ايمان و عقيده چيز ديگر نمىتواند اين همه آثار به وجود آورد . به طور كلى هر نهضت سياسى بايد پشتوانه اى از نهضت فرهنگى و ايدئولوژى داشته باشد . امام صادق مبيّن ايدئولوژى شيعى است . در ميان اهل تسنن دو روش وجود داشت : روش اهل رأى و روش اهل حديث . 15 . در مقالهء « اصل اجتهاد در اسلام » ( شمارهء 3 سالانهء مكتب تشيع ) صفحهء 318 گفتيم نزاع اهل حديث ( اهل سنت ) و اشاعره از يك طرف و اهل قياس و معتزله از طرف ديگر در حقيقت در اطراف حق عقل دور مىزد . شيعه با رأى و قياس مخالفت كرد اما با حق عقل مخالفت نكرد . مبناى مخالفت ائمهء شيعه با قياس دو چيز بود : يكى اينكه وافى نبودن كتاب و سنت براى اصول تشريع ، مورد قبول ائمهء شيعه نبود . در كافى بابى دارد : باب الرد الى الكتاب و السنة و أنه ليس شىء من الحلال و الحرام و جميع ما يحتاج الناس اليه الَّا و قد جاء فيه كتاب او سنة . جهت دوم اين بود كه طرز تفكر قياسى از نظر عقلى مصيب نيست و لهذا شيعه نه مثل اهل رأى گفت ادله چهار تاست : كتاب ، سنت ، اجماع ، اجتهاد و نه مثل ديگران گفت سه تاست : كتاب ، سنت و اجماع