مرتضى مطهري

34

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

امضاى او يكى از مبادى شناخت اسلام است . و اما از نظر الهام گيرى ، به جهت اينكه انسان يعنى قلب انسان همواره تحت تأثير احساس است . كتاب و گفتار خشك و منطقى حداكثر اين است كه فكر را قانع كند اما احساس و علاقه را برنمى انگيزد ، بر خلاف روحيه و شخصيت و اخلاق كه دلها را مسخر مىكند . به طور كلى وقوف و شنيدن سرگذشت مردان بزرگ بيش از هر عامل ديگر به دلها گرمى و نشاط مىدهد و همتها را و اراده ها را برمىانگيزد . 3 . [ ويژگى ] پيغمبر اكرم از لحاظ اخلاق اين بود كه جامع بود همانطور كه سخنش جامع بود ، مثلًا در آنِ واحد هم نرم بود و هم صلب ، در مسائل شخصى نرم بود و در مسائل اصولى صلابتى داشت مثل پولاد . هم مرد جنگ و سياست و كشمكشهاى نظامى بود و هم مرد معنويت و عبادت و پارسايى . با آنكه در كشمكشهاى نظامى هميشه وارد بود ، آرامش و صفاى معنوى را از دست نمىداد . لهذا نماز را بيش از هر چيز ديگر دوست مىداشت . داستانام سلمه و داستان عايشه و نماز شب آن حضرت و استغفارهاى زيادش . از افراط و تفريط فوق العاده بر كنار بود . در عين اينكه مردم را از دنياپرستى و بندهء پول و ثروت و يا شكم و دامن بودن منع مىكرد ، اجازه نمىداد اصحابش راه راهبان و رياضت كشان را پيش بگيرند از لهو و بيعارى بيزار بود اما عبوس نبود ، غالباً تبسمى بر گوشهء لبش پيدا بود . در بدن نيز متوسط و معتدل بود ، نه زياد بلند بود و نه زياد كوتاه ، نه زياد چاق بود و نه زياد لاغر : كان بادِناً متماسكاً ، نه زياد سفيد بود و نه زياد سياه او چه چيز را دوست مىداشت و از چه چيز تنفر داشت ؟ : يك سلسله چيزها را دوست مىداشت و از يك سلسله چيزها نفرت داشت . نماز ، بوى خوش ، لذت حلال ، گرسنگى ، تواضع ، همنشينى با فقرا و بردگان و اسيران ، سادگى و خفت مؤونه را دوست داشت . اما بت ، تكبر ، تبعيض و اشرافيت ، تكلف و تعين ، مداحى و