مرتضى مطهري

29

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

و شيخ انصارى و صدها و ميليونها فرد ديگر در هر عصرى خلاف اين اصل را ثابت مىكند . 10 . بحث ديگر بحث نسبيت و عدم نسبيت منطق عملى است البته اين بحث در منطق نظرى هم مىآيد . آيا سيره و متدى كه شخصى به كار مىبرد مىتواند اسوه قرار گيرد يا نه ؟ اسوه قرار گرفتن آن مبنى بر اين است كه صحت آن سيره و منطق ، نسبى نباشد يعنى تابع شرايط خاص زمانى و اجتماعى نباشد . پس مسئلهء امكان منطق ثابت يكنواخت در شرايط مختلف داشتن يك مطلب است كه با اصول ماركسيسم جور در نمىآيد ، و مسئلهء نسبيت متدها و سيره ها مسئلهء ديگرى است . مىتوان گفت كه مسئلهء نسبيت سيره و منطق عملى همان مسئلهء نسبيت اخلاق است ، ولى خير ، از جهتى فرق مىكند . در اخلاق بحث دربارهء قداست انسانى است و در سيره بحث دربارهء صحت متد از نظر انتخاب بهترين و مناسبترين راه براى مقصد است . 11 . استخدام وسيله براى رسيدن به مقصد ، بسيار مهم است وسايل بر دو قسم است . وسايل مادى و به اصطلاح تكنيكى يك مطلب است و وسايل روانى و روحى مطلب ديگر است . تفاوت سيره ها و روشها در انتخاب وسايل روانى بيشتر روشن مىشود ، مثلًا تمسك به ارعاب يا استرحام يا نفوذ در اوهام وسيلهء دبدبه ها و طنطنه هاى ظاهرى ، مثلًا قيافه . رجوع شود به تفسير الميزان ، جلد 6 ، صفحهء 317 - 319 راجع به عدم انتصار الحق بالباطل . در منطق عمل ، استخدام وسيله مقام مهمى دارد آنچنان كه در منطق نظر نيز استخدام مقدمات برهان ( كه به منزلهء وسيله‌اند ) مقام مهمى دارد . سخن در اين است كه براى تبليغ و ارشاد مردم و ايصال آنها به حقيقت آيا مىتوان از باطل و پوچ استفاده كرد يا نه ؟ آيا به نفع دين از طريق باطل مىتوان گام برداشت يا نه ؟ بعضىها استخدام باطل را به عنوان وسيله فقط در مسائل فردى و شخصى جايز نمىشمارند ولى در مسائلى كه انسان هدف مقدس و