مرتضى مطهري
265
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
به جز از على كه گويد به پسر كه قاتل من چو اسير توست اكنون به اسير كن مدارا به جز از على كه آرد پسرى ابوالعجائب كه علم كند به عالم شهداى كربلا را نه خدا توانمش گفت نه بشر توانمش خواند متحيرم چه نامم شه ملك لافتى را ز نواى مرغ ياحق بشنو كه در دل شب غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهريارا ( 1 ) اصحاب على عليه السلام رجوع شود به آخر جلد 9 بحار راجع به جويريه و ميثم و رشيد ، رجوع شود به ابن ابى الحديد جلد اول ، صفحهء 255 عبادت و مناجات على عليه السلام چه خوش خوابى به دريا ( 2 ) زينب و كلثوم بىيارم از آن غافل كه مىگردند از كين بىپدر امشب اگر دستم به دامان سحرگه اوفتد خواهم نمايم بحر خون محراب را از خون سر امشب نيايد خم به ابروى مناى چرخ ستمگستر ببارى گر به فرقم تيغ چون ابر مطر امشب
--> ( 1 ) [ در ذيل اشعار منقول از زنده ياد استاد شهريار ، نويسندهء اين اشعار چنين نوشته است : ] بنا به امر استاد بزرگوار جناب آقاى مطهرى با خطى ناجور نوشته شد ، الداعى عيسى اهرى تبريزى ، 12 / 4 / 42 [ زمانى كه استاد به خاطر قيام 15 خرداد در زندان رژيم شاه بودند . ] ( 2 ) [ اينطور خوانده شد . ]