مرتضى مطهري

240

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

بود و على با اخلاق غير پيغمبر از همان اول آشنا نشد . راجع به علت اين مطلب گفته‌اند جنبهء حق شناسى به ابوطالب به واسطهء سوابق خدمت ابوطالب ، علت امر بوده است . بلاذرى به نقل ابن ابى الحديد اوايل جلد اول گفته كه در يك سال قحطى ، پيغمبر به عباس و حمزه پيشنهاد كرد از عائلهء ابوطالب بكاهند و ابوطالب از تسليم عقيل خوددارى كرد . . . اين درست نيست به دليل بزرگى طالب و عقيل . ابن ابى الحديد در ذيل كلام حضرت امير * ( ( و قد علمتم موضعى من رسول الله صلى الله عليه و آله بالقرابة القريبة و المنزلة الخصيصة . . . ) ) * از طبرى نقل كرده كه پيغمبر [ اين مطلب را ] به عباس گفت . در آنجا نام طالب و حمزه نيامده ، و مىگويد عباس جعفر را برد و اين مناقض است با نقل اول كه مىگفت عباس طالب را برد . به هر حال معلوم نيست اصل اين داستان اساسى داشته باشد . با در نظر گرفتن اينكه على چندين سال بلكه تا آخر در خانهء پيغمبر ماند و با توجه به اينكه على را حتى در خلوتگاه عبادت با خود مىبرد و هم علاقهء وافر پيغمبر به على كه به نقل ابن ابى الحديد عباس در جواب پسرش فضل كه پرسيد : پيغمبر از فرزندانش كداميك را بيشتر دوست مىداشت ، گفت : على را ، فضل گفت : من از فرزندانش مىپرسم تو مىگويى على را ، گفت : على را از همهء فرزندانش بيشتر دوست مىداشت ، اينها همه دليل است كه علت اصلى اين مطلب مناسبات معنوى بوده . خصوصاً به قرينهء اينكه على مىفرمايد : * ( يرفع لى فى كل يوم من اخلاقه علماً . . . ) * مىرساند عنايت به اين بوده كه پيغمبر على را مىخواست واقعاً مانند هارون براى موسى قرار دهد ، يعنى وزير خود قرار دهد ، همان طورى كه خود على در ذيل جملهء بالا مىگويد : پيغمبر به من فرمود تو وزير من هستى . على و پيغمبر دو درختى بودند كه از يك ريشه آب خوردند . در تمام شئون ، شباهت و سنخيت بين رسول اكرم و على ديده مىشود ، از آن جمله در كلام على و كلام رسول اكرم كه سيد رضى مىگويد :