مرتضى مطهري

227

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

او مىچرخند و عناصر كثيف و طمعكار ، هواپرست از او دورى مىگزينند صاحبان چه طرز فكرى را جذب وصاحبان چه نوع روحى را طردمى كرده است : در زمان خلافتش دو قطب در جهان اسلام وجود داشت : قطب وجود على ، قطب معاويه مجذوبين على : خداپرستان و فداكاران گرد محور على بودند از قبيل عمار ياسر ، هاشم مرقال ، اويس قرنى ، حجر بن عدى ، عمرو بن حمق خزاعى ( 1 ) ، كميل بن زياد ، مالك اشتر كه هركدام تاريخچهء مفصلى دارد . از آن طرف دنياپرستان دور معاويه بودند از قبيل عمرو عاص ، مروان حكم ، وليد بن عقبه ، بسر بن ارطاة و غيره على شخصيت دو نيرويى است : 3 . نخست دربارهء دافعهء على بحث مىكنيم . بحث را هم اختصاص مىدهيم به دوران خلافتش . البته على قبل از اين هم يك شخصيت دو نيرويى است . در دورهء خلافت مجموعاً سه دسته را على دفع كرد و با او سنخيت و هماهنگى نداشتند : اصحاب جمل كه خود آنها را ناكثين مىخواند ، اصحاب صفين كه خود آنها را قاسطين مىخواند ، و اصحاب نهروان يعنى خوارج كه خود آنها را مارقين مىخواند ( * ( نكثت طائفة و مرقت اخرى و قسط آخرون - ) * خطبهء شقشقيه ) ناكثين از لحاظ روحيه ، پول پرستان بودند ، صاحبان مطامع و طرفدار تبعيض . سخنان على دربارهء عدل و مساوات بيشتر دربارهء اينهاست ، از قبيل : * ( اتأمرونى ان اطلب النصر بالجور ) * و از قبيل : * ( وا لله لو وجدته قد تزوج به النساء ) * الى اخره دافعهء نيرومند يا حالت آشتى ناپذير ( انه لاخيشن فى ذات الله ) : اما روح قاسطين روح سياسى و تقلب و نفاق و به دست گرفتن حكومت بود . جنگ على با اينها جنگ با نفاق و دورويى بود ، روح اينها را آن جهت تشكيل مىداد . اما روح مارقين روح تعصب و خشكه مقدسى و جهالت بود . على نسبت به همهء اينها دافعهء نيرومند و حالت آشتى ناپذير داشت . مقدمتاً اين مطلب بايد گفته شود كه يكى از مظاهر جامعيت و انسان كامل بودن على عليه السلام اين است كه در مقام اثبات و عمل ، با فرقه هاى گوناگونِ داراى انحرافات گوناگون روبرو شده و مبارزه

--> ( 1 ) داستان حجر و عمرو بن حمق بايد ذكر شود