مرتضى مطهري

209

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

يتيمان و بيچارگان و همين پيشنماز باتقوا و قاضى دقيق زيرك عادل دادگستر و همين خطيب و واعظ چيره دست ماهر و عالم با عمل ، سرفرمانده قشون و سرباز دلير و دلاور است ، در ميدانهاى جنگ صفها را مىشكند و خود و زره بر سر و تن دلاوران مىشكافد ، گاه از قد و گاه از كمر دو نيم مىكند و زهرهء شير از هيبتش آب مىشود . در عين حال و با اين همه كارهاى بزرگ ، مانند ساير دلاوران رژيم غذايى ندارد بلكه شكمش از نان جو سير نمىشود ، جامهء كرباسش را به قدرى وصله مىزند كه از وصله زننده اش خجالت مىكشد . على معجزهء انسانيت است . مانند على وقتى كه پيدا مىشود مىتوان گفت انسان موجود ناشناخته و بلكه عالَم ناشناخته است . يكى از جهاتى كه ثابت مىكند على انسان كامل است ، جنبهء همه جانبهء وجود على است كه در بالا شرح داده شد . يكى ديگر كيفيت مواجههء او با مرگ است . انسان وقتى انسان كامل است كه بر چهرهء مرگ بخندد ، نه به علت تهور و عدم احساس كه در بعضى احمقها ديده مىشود كه به خاطر شهرت و اينكه اسم و عكسشان در روزنامه ها بيايد از مرگ استقبال مىكنند ، بلكه به خاطر احساس شديد و بينش اينكه مرگ دروازهء ورود است كه كم و بيش در زندگى سقراط ديده شد . يكى ديگر از جهات ، شخصيت ثابت و محكم اوست كه در شرايط و اوضاع مختلف اقتصادى و اجتماعى يك جور فكر كرد و يك جور احساس كرد و يك جور عمل كرد ، آن هم نه به خاطر لَختى و عدم احساس بلكه به خاطر استحكام . على آن فرد استثنايى است كه در كاخ و ويرانه يك جور فكر كرد ، طبقه اش سازندهء فكرش و مشخّص فكرش نبود . يك روز يك كارگر ساده و عملهء يك يهودى بود و روز ديگر امپراطور جهان . در هر دو حال احساسش نسبت به فقير و ضعيف و زيردست و نسبت به ثروتمند و نيرومند و بالادست يك جور بود . يكى از مظاهر اثباتى كمال آن حضرت اين است كه در زندگى با